زمين تباه شدى و هر چه در آسمان و زمين است ، و اين براى آن گفت كه حقّ چون داعى حسنات باشد و هوا داعى قبايح ، و اگر حقّ متابعت هوا كند آنچه داعى حسن بود داعى قبيح گردد و فساد و اختلاط پديد آيد و ادلَّه باطل شود و وثوق برخيزد از استدلال بر مدلول بأدلَّه ، و مردم ايمن نباشند از وقوع ظلم ، و وثاقت برخيزد بوعد و وعيد و ايمن نباشند از انقلاب حال حكيم ] .
« أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ » 71 كشف : ابن عبّاس گفته است : يعنى چيزى براى آنها آورديم كه در آن ياد شرف و فخرشان است كه قرآن باشد مثل « فيه ذكركم » و « إِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ » كه در دو جاى ديگر قرآن به همين معنى فخر و شرف استعمال شده است . و بعضى گفتهاند : يعنى براى آنها قرآن آورديم كه در آن ياد حقيقتى است كه اگر پيروى آن كنند بهره و سودشان در آن است .
« أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ » 72 مجمع : يعنى آيا تو به اين قرآن و رهبرى از آنها مزدى ميخواهى كه مضايقه كنند و تو را متّهم به مالدوستى كنند ؟ رزق پروردگارت بهتر است . و حسن بصرى گفته است : يعنى مزد تو در آخرت بهتر است .
كشف : حمزه و كسائى « خراجا » با الف خواندهاند در هر دو كلمه و ابن عامر هر دو را بدون الف خوانده است « 1 » .
« إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ » 77 كشف : ابن عبّاس گفته است يعنى چون بكشتار روز بدر بر كافران درى بگشائيم . و ديگران گفتهاند : يعنى در قيامت بر آنها در گرفتارى را بگشائيم .
ابو الفتوح : مجاهد گفته است : يعنى اگر گرفتار قحطىشان كنيم .
« سَيَقُولُونَ لِلَّه قُلْ أفَلا تَتَّقُونَ » 87 - و « سَيَقُولُونَ لِلَّه قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ » 89 ابو الفتوح : لفظ « اللَّه » با لام و بدون لام در هر دو قرائت شده است ، با لام
هامش
( 1 ) نضر بن شميّل گويد از عمرو بن علا پرسيدم آيا فرقى هست ميان « خرج » و « خراج » گفت خراج آن بود كه بر تو واجب بود اخراج آن از مال ، و خرج آن باشد كه تبرّع كنى باخراج آن ( ابو الفتوح ) .