تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
اسباب النزول سيوطى : سعيد بن جبير گفت : قريش دور كعبه بمهتاب شب مىنشستند و قصّه ميگفتند و طواف نميكردند و به آن جا افتخار ميكردند اين آيت 67 براى توصيف آنها نازل شد . [ « أَمْ يَقُولُونَ بِه جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ » 70 ابو الفتوح : مىگويند ديوانه است نه اينطور نيست بلكه ايشان از پذيرفتن حقّ كراهت دارند و حاضر نيستند حقّ را قبول كنند و اين پيغمبر هم حقّ آورده و بحقّ دعوت مىكند لذا او را متّهم بديوانگى مىكنند . و ممكن است اينطور معنى شود كه اينكه حقّ آورده خود دليل بر اينستكه او ديوانه نيست چون كسى كه سخن صحيح و درست و منظَّم گويد و آنچه گويد بصلاح باشد در همه امور او ديوانه نيست ] . « وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ » 70 فخر : يعنى بيشتر اين اعراب حقّ را بد ميدارند ولى عدّه ى كمى از آنها چنين نيستند كه حقّ را نپسندند لكن از سرزنش ديگران باك داشتند كه بگويند بيخرد بودى و سخن محمّد پذيرفتى از اين جهت دين حقّ را نمىپذيرند . « وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ » 71 مجمع : سدّى و ابن جريج و ابو صالح گفته‌اند : مقصود از كلمه ى « الحقّ » خداوند است و معنى چنين است : اگر خداوند خواهش كافران را دنبال كند و براى خود شريك بگيرد و بتها را شريك خود كند البتّه نظام آفرينش بر هم مىخورد و آسمان و زمين تباه مىشود چون روى حكمت درست شده است نه روى ميل بتپرستان . كشف : بعضى گفته‌اند : مقصود از حقّ قرآن است ، يعنى اگر قرآن دنبال خواسته ى كافران باشد و بميل آنها نازل شود ، البتّه ادلَّه ى توحيد قرآن كه اساس آفرينش را نشان ميدهد و رهبرى ميكنند نابود خواهد شد و بميل كافران رهبر بشرك مىشود و تصديق تعدّد خدايان كه موجب فساد آسمان و زمين است و آنچه ميان آنها است . [ ابو الفتوح : اگر چنانچه حقّ متابعت هوى و رأى ايشان كردى آسمان و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 274 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )