تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
معنى لغات : « قرن » چندين معنى دارد كه مناسب اين آيه اين معنىها است : 1 - آن دسته از مردم كه نابود شده و كس از آن نمانده - 2 - مردم يك زمان 3 - دسته اى از پس دسته اى ، « غثاء » كف روى آب و برگ و خاشاك پوسيده ى آميخته به كف روى آب ، « تترا » از وترا وترا گرفته شده است بمعنى يكى پس از ديگر . « ربوة » مكان مرتفع و بلندتر از مكانهاى ديگر . ترجمه : 31 بعد از ملَّت نوح دسته اى ديگر آفريديم 32 و از ميان خودشان كسى براى پيغامبرىشان فرستاديم كه [ به آنها ميگفت ] خدا را بپرستيد چه جز او خدائى نداريد مگر آماده ى پرهيزگارى نيستيد ؟ 33 بزرگان و اعيانشان كه آسايش و خوشى به آنها داده بوديم و آنها كافر و منكر قيامت بودند [ و بيدين و خوشگذران ] با ديگران گفتند : اين [ مرد كه خود را پيغمبر ميداند ] جز آدمى همانند شما نيست كه آنچه شما ميخوريد و مينوشيد او نيز مىخورد و مينوشد 34 و البتّه اگر مانند خودى را فرمان بريد زيان برده ايد 35 آيا او بشما وعده ميدهد كه چون مرديد و استخوان و خاك شديد از گور بدرتان ميآورند ؟ 36 چه دور و بيهوده و عده اى بشما داده اند 37 [ با اينكه ] جز اين زندگى دنيا كه زنده‌ايم و ميميريم دگر چيزى نيست و ما برانگيخته نميشويم و زندگى دوباره ندايم 38 و اين شخص فقطَّ مردى است كه به خدا دروغ ميبندد [ و خود را پيغمبر ميداند ] و ما مؤمن به او نيستيم 39 او دعا كرد كه اى خدا در برابر آنها كه سخنم دروغ شمردند تو ياريم كن ، 0 [ خداوند بجوابش ] گفت : به همين زودى [ از كار و سخن خود ] پشيمان خواهند شد ، 41 ز آن پس بحقّ و عدالت آنها را فريادى بر سر آمد كه چون خاشاك روى آبشان كرديم چون دورى [ از فيض حقّ و نابودى ] سزاى ستمكاران است ، يا دورى و هلاك باد جمعيّت ستمكار و بيدادگر را 42 پس از اين حوادث دورانهائى ديگر ايجاد كرديم 43 كه هيچ دسته اى نه از مرگ خود جلو افتاد و نه واپس ماند . 44 و آنگاه پيغامبران خود را يكى از پس ديگرى فرستاديم و هر كدام كه براى ملَّتى مأمور ميشد تكذيبش ميكردند دروغ زنش ميخواندند و ما هم هر دسته اى از آنها را به