تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مىكنيد . 5 - آيت 40 « وَلَوْ لا دَفْعُ اللَّه » تا آخر نشان ميدهد خوى سركشى و دست درازى آدمى را به ديگران كه خوى او چنين است تا آنجا كه بتواند و اگر جلوگير نداشته باشد تا آنجا ميرود كه همه ى انگيزه ها و احساسات بشرى را در برابر خواسته هاى خود نابود كند و از دير و كنشت نشانه اى نميگذارد چنان كه تاريخ نشان ميدهد دسته هاى متجاوز و ستمكار بچه اندازه بملَّتهاى مغلوب ستم ميكردند و دستبردار نبودند تا بجلوگير برميخوردند و ديگران راه را بر آنها مىبستند . 6 - آيت 47 « وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ - تا آخر » شايد اشاره باشد به آنچه قديمى ها ميگفتند « الحوادث عند الاوائل ثابتات باقيات » يعنى آنچه در نظر مردم تازه است بپيشگاه قدرت حقّ هميشگى است ، پس اگر گرفتارى و عذاب در نظر شما دير مىشود و از وقت آن ميگذرد به احاطه و تسلَّط خداوند چنين نيست و آنجا دير و زود تصوّر ندارد چونكه هزار سال شما مانند يك روز است آن هم نه بدرستى و حقيقت بلكه براى سنجش و توجّه خاطر شما است و گر نه كم و زياد و دير و زود با قدرت لا يزال تصوّر ندارد . 7 - آيت 52 جمله ى « إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ - » تا آخر « شايد اشاره باشد به اين كه چون پيغمبران مانند ديگران آدمى هستند داراى خواسته و آرزو و ممكن است خوى بشرى آنها آرزومندشان كند به چيزى كه وسوسه ى شيطانى باشد و دور از مصلحت به اين آيه اعلام شده است كه اگر چنين چيزى باشد خاصيّت عصمت و نگهبان خداوندى و فرّ ايزدى آنها را نگهبان است و خداوند خار خارك شيطانى را از دل آنها بدر مىكند و آيات و نشانه هاى قدرت خود را استوار مىكند ، و در آيت بعد جمله ى » لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي - تا آخر « آيت 54 ممكن است بيان نتيجه ى اين گونه پيش آمد باشد كه اگر آرزوى شيطانى بدل پيغمبر افتاد او معصوم است و آسيبى براى او و پيروانش نيست ولى نتيجه اش شور دل و كج انديشى مردم بيمار دل و سختدل است و براى دانا و خردمند موجب تشخيص حقّ و حقيقت است و دلباختگى به آن .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 242 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )