تا آنگاه كه بوقت وظيفه ى خود يقين كنيد .
كشف : مقاتل گفته است : يعنى در ناچارى آزاد هستيد مثل روزه و نماز در سفر و تيمّم در بيمارى و بىآبى و خوردن مردار در نادارى ، و نماز نشسته در ناتوانى .
مجمع : يعنى در دين اسلام وظيفه ى بنبستى نيست كه هيچ راه آسايش از گرفتارى و عذاب قيامت نداشته باشد و راه عذر براى كس نمانده است كه بهانه كند و خود را آماده ى سعادت آخرت نكند .
حسينى : يعنى تكليف به چيزى كه توانائى آن نباشد در دين اسلام مقرّر نشده است .
« مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ » 78 طبرى : يعنى در دين بر شما تنگى نيست چنان كه ملَّة ابراهيم بر تنگى نيست و چون كاف عامل جرّ به كلمه ى « ملَّة » وصل نشده است و از جمله ساقط شده است آن را منصوب خواندهاند و در اصل « كملَّة ابيكم » بوده است و ممكن است دنباله ى جمله هاى جلو باشد به اين طور كه ركوع و سجود كنيد و ملازم ملَّت پدرتان ابراهيم شويد و به اين معنى كلمه ى « ملَّة » مفعول فعل مقدّر خواهد بود كه « الزموا » باشد .
مجمع : مقصود از « ملَّة ابراهيم » دين ابراهيم است كه جزء دين اسلام است ، و كلمه ى « ابيكم » يعنى پدر شما براى اين است كه احترام ابراهيم بر مسلمين لازم است مثل احترام پدر بر فرزند چنان كه در قرآن زنهاى پيغمبر مادران مسلمين ناميده شدهاند به اين جمله « وَأَزْواجُه أُمَّهاتُهُمْ » و بعضى گفتهاند : چون ابراهيم پدر اسماعيل است كه عرب از اولاد او هستند و هم زيادى از مردم غير عرب از اولاد ابراهيم هستند از اين جهت « ابيكم » گفته شده است .
فخر : ممكن است كلمه ى « ملَّة » منصوب بمدح و تعظيم باشد و معنى چنين باشد : مقصود از دين آسان بىحرج ملَّت پدر شما ابراهيم است . و چون عرب ابراهيم را دوست ميداشت گفته شده است : اين دين همان ملَّت ابراهيم است تا مردم بيشتر آن را گردن نهند و بپذيرند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٣٩