معنى لغات : « سلالة » قسمت خالص از هر چيز و آنچه را پوشيده از چيزى جدا كنند و ببرند ، نسل و اولاد ، « طرائق » جمع طريقه بمعنى روش ، مذهب حالت ، « صبغ » مادّه ى رنگ و خورش نان .
ترجمه : بنام خداى بخشنده ى مهربان
1 البتّه آن مؤمنين خوش و رستگارند
2 كه در نماز بدل شكسته و بتن آرامند
3 و هم از بيهوده رو گردانند و به آنچه لغو است سر و كار ندارند ،
4 و زكات مال خود ميدهند
5 و شرم نگاه ميدارند
6 مگر از جفت و كنيز خود كه بر آن سرزنشى نيست
7 پس آنان كه جز اين روشى پيش گيرند ستمكارند و سركش
8 و آن كسان كه پايبند سپرده و پيمان هستند
9 و آنها كه نمازها را به هنگام خود نگهبانى و محافظت ميكنند
10 اينان خود وارث [ كار و سرمايه ى دوران زندگى ] خواهند بود [ كه آنچه كافران از مال و عمر نابود كردند ]
11 چنين كسان [ بجاى آنان ] بهشت برين به ارث مىبرند كه در آن پاينده و جاودانه اند
12 و ما هستيم كه جنس آدميزاد را از يك مادّه ى گل خالص و تصفيه شده آفريديم
13 و سپس آن را نطفه اى كرديم در جايگاهى آسوده و استوار
14 از آن پس نطفه را خون بسته كرديم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٤٥