تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
يا ربّ إنّ جهادي غير منقطع فكلّ أرضك لي ثغر و طرسوس « 1 » .
مثنوى در دفتر أوّل حديث نبوى ابن مبارك را كه نقل شد چنين بيان كرده :
أى شهان كشتيم ما خصم درون ماند خصمى زان بتر در اندرون
كشتن اين كار عقل و هوش نيست شير باطن سخره خرگوش نيست
دوزخست اين نفس و دوزخ اژدهاست كو بدرياها نگردد كمّ و كاست
چون كه وا گشتم ز پيكار برون روى آوردم به پيكار درون
قد رجعنا من جهاد الاصغريم با بتى اندر جهاد اكبريم
قوّتى خواهم ز حقّ دريا شكاف تا به ناخن بر كنم اين كوه قاف
سهل شيرى دان كه صفها بشكند شير آن است آنكه خود را بشكند
تا شود شير خدا از عون او وا رهد از نفس و از فرعون او
« ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » 78 طبرى : يعنى در اين دين اسلام شما را بتنگنا نگذاشته‌ايم كه راه آسايش از دشواريهاى دين نداشته باشيد بلكه راه گشايش كار براى شما باز است يا بتوبه براى يك دسته گناهان و سزاهاى بنام قصاص براى دسته ى ديگر ، و كفّاره و پرداخت مال براى چيزهاى ديگر سعيد ابن جبير گفته است : ابن عبّاس گفت اگر در معنى قرآن گير كرديد و نفهميديد معنى آن را در شعر جستجو كنيد كه شعر زبان عرب است ، آنگاه ابن عبّاس اعرابى را آواز كرد و پرسيد « حرج » چيست ؟ او گفت : بمعنى ضيق است و تنگى ، ابن عبّاس گفت : راست گفتى ، عبد اللَّه بن ابى يزيد گفته است : شنيدم كسى از ابن عبّاس معنى اين جمله را پرسيد « ما جَعَلَ تا آخر » ، او گفت : آيا از قبيله ى « هذيل » كسى اينجا هست ؟ مردى گفت : من از آن قبيله‌ام ، ابن عبّاس به او گفت : كلمه ى « حرجه » را قبيله ى شما چه معنى ميكنند ؟ گفت : آنچه تنگ است گفت : همينطور است . و بعضى گفته‌اند : معنى آيه اين است كه خداوند در هنگام معيّن وظائف ، مثل اوّل ماه رمضان و ايّام حجّ بر شما تنگ نگرفته است كه اگر شكّ كرديد تكليفى نداريد
هامش
( 1 ) پروردگارا براستى كه كوشش من در راه تو تمامى ندارد و متوقّف نشود ، و همهء زمين تو براى من مرز است كه بايد شبانه روز بيدارى كشم و پاسدارى نمايم . و طرسوس نام شهرى است در سر حدّ شام ميان انطاكيه و حلب و قبر مأمون الرشيد در آنجا است . ( مصحّح ) .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 238 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )