تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
گفتند : محمّد از خود چيزى ميگويد و پشيمان مىشود و عوض مىكند ، اين جمله اشاره به آن فكر و كار كافران است . و هم در كشف الأسرار نوشته است : انبياء و رسل كه علم سعادت و رايت اقبال بر درگاه سينه هاى ايشان نصب كرده و مفاتيح كنوز خيرات و خزائن طاعات در كف كفايت ايشان نهاده و اين حائط عصمت بگرد روزگار ايشان در كشيده كه « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ » كى صورت بندد كه صولت غوغاى لشكر شيطان راه بساحت اقبال ايشان برد يا سطوت مكر ابليس پيرامن دل ايشان گردد ، بلى آن مهتر عالم و سيّد ولد آدم او را در قرائت قرآن سكتها بود كه در آن سكتها در بحار عزّت معانى قرآن غوص كردى ، شيطان در آن ميان همى در جست و بلفظ خويش آن كلمات در افكند ، آن كلمات لفظ شيطانى بود نه لفظ نبوى ربّ العزّه خواست كه قومى را در آن بفتنه افكند منافقان و مشركان در آن بفتنه افتادند و در نفاق و شقاق بيفزودند و مؤمنان بتوفيق الهى و عصمت ربّانى ، حقّ از باطل بشناختند و در صراط مستقيم راست رفتند . فخر : جهت اينكه مردم بيمار دل مصرف فتنه ى القاءات شيطان شده‌اند آن است كه چون آنها درك حقيقت نكرده‌اند و كافرند بايد بينديشند و درست از نادرست جدا كنند و همين خود فتنه است و شور دل براى آنها ولى مؤمنين ميدانند و راه مستقيم را پيدا كرده‌اند و به اين گونه نمودارهاى شيطانى روى نمىآورند ، و براى آنها فتنه نميشود . « عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ » 55 تفسير نيشابورى : اين آيت از « لا يزال الَّذين » تا آخر ميفهماند كه دوران زندگى بشر تا روز رستاخيز انسان دور از حقّ و حقيقت مى - پروراند و هرگز روى زمين از مردم دو دل و شكّاك خالى نخواهد بود ، و در معنى « يوم عقيم » اختلاف است : 1 - مقصود روز جنگ بدر است كه همانندش در اهميّت و شكست كافران نبود . و يا چون از پس آن براى كافران خوشى نبود مثل « ريح عقيم » يعنى باد نازا كه پس از آن باران و خوشى نيست و يا چون مردان در آن كشته