نيكان آنجا است ، و معنى اين است كه چون نيكان و دانشمندان نماندند براى اشرار و كفّار مجالى و جائى نخواهد بود . و بعضى گفتهاند : نقصان يعنى ستم حكّام ، و باز گفتهاند : نقص يعنى بىبركت شدن ميوه ها و گياهها .
« وَلا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ » 45 مجمع : ابن عامر « تسمع الصم » بضمّ تاء و نصب « صمّ » قرائت كرده است يعنى اى محمّد تو نميتوانى به گوش اينمردم كر برسانى و ديگران با فتح ياء به صيغه ى غايب و ضمّ « صمّ » خواندهاند يعنى مردم كر نميشنوند .
[ « الْمَوازِينَ الْقِسْطَ » 47 مراد از موازين اصول و قواعديست كه با آن درست و نادرست و حقّ و باطل و زشت و زيبائى هر چيز را معيّن كنند ] .
« مِثْقالَ حَبَّةٍ » 47 مجمع : كلمه ى « مثقال » با رفع و نصب قرائت شده است كه اسم كان باشد يا خبر باشد و اسم كان كلمه ى « ظلامه » باشد كه ساقط شده است .
سخن ما : در اين آيات : 1 - آيهء 37 « خُلِقَ الإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ » علاوه بر آنچه گفته شد و از ديگران نقل كرديم شايد اشاره باشد به اين مطلب كه آدمى براى ميل به كار و كوشش و هم دلباختگى بنماياندن برتريهاى خود ميخواهد به زودى و شتاب به مقصود خود برسد ، يعنى ريشه تمدّن و همزيستى آدمى شتاب در كار است ولى اگر اين روح شتابزدگى براى كار شايسته و درست باشد نيكو است و سرمايه پيشرفت كه در لسان قرآن سعى و سبق تعبير شده است ، مانند « سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » و « فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّه » و اگر به غير صلاح و حقيقت بود عجله ناميده شده است ، مثل « لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ » و « أَتى أَمْرُ اللَّه فَلا تَسْتَعْجِلُوه » و « تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ » پس اين انديشه باطل است كه در آيهء بعد گفتهاند « مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » يعنى ميگويند اگر تهديدات پيغمبر درست است چرا نميرسد ، چون هر حادثه اى وقتى معيّن دارد و روح شتابزدگى در آن اثر ندارد و روزى خواهد رسيد كه آتش را از خود دور نتوانند ساخت .
2 - جملهء « أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها - » تا آخر « چون » نأتي « از مصدر » اتيان « بمعنى تمام كردن و انجام دادن چيزى است ، ممكن است اين جمله
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٦٠