وَ ذَاالنُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ( 87 ) فَاسْتَجَبْنا لَه وَنَجَّيْناه مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ( 88 ) وَزَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّه رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ ( 89 ) فَاسْتَجَبْنا لَه وَوَهَبْنا لَه يَحْيى وَأَصْلَحْنا لَه زَوْجَه إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَيَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعِينَ ( 90 ) وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَجَعَلْناها وَابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ ( 91 ) إِنَّ هذِه أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ( 92 )
معنى لغات : « جذاذ » با هر سه حركت جيم بمعنى شكسته و ريزه ى هر چيز ، « نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ » يعنى عاجز و ناتوان شده سر به زير افكندند ، « نفشت » از مصدر نفش با فتح و سكون فاء بمعنى چريدن گوسفند و شتر در شب بىشبان و سرپرست و باصطلاح ما خراسانيها مالدارهاى خراسان : شب به خرابى رفتن .
ترجمه :
آرى ما پيش از اين هم بابراهيم كه عالم بشخصيّت او بوديم راه رشد و صلاح نشان داديم
52 آنگاه كه به پدر خود و مردمش گفت : چيست اين مجسّمه و تنديسه ها كه از آنها دست بر نميداريد ؟
53 بجوابش گفتند : پدران خود را ديديم كه اينها را ميپرستيدند
54 گفت : شما و پدرانتان آشكارا گمراه بوديد
55 از او پرسيدند : آيا بجدّ ميگوئى و مطلب حقّى براى ما آورده اى يا بازى ميكنى و خود سرگرم دارى ؟
56 گفت : [ بازى چرا ؟ اينها كه خدا نيستند ] بلكه خداى شما او است كه آفريننده ى آسمانها و زمين است همانكه اينها را آفريد و من بر اين جملگى گواهم
57 و سوگند به خداوند كه چون پشت كنيد و از اينجا برويد در كار بتان شما چاره اى خواهم كرد
58 پس [ آنگاه كه فرصت شد ] همه را نرم كرد مگر بت بزرگ را كه شايد [ اين ببينند و ] كه به او مراجعه كنند [ و او يك جا با همه رو برو شده و حرفهاى خود را بگويد ] يا بسوى حقّ گروند
59 [ چون آمدند و ديدند ] گفتند : كه با خدا - يان ما چنين كرده است ؟ البتّه او از ستمكاران است
60 پاره اى گفتند : ما از جوانى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٦٣