هم در زمين كوهها درست كرديم تا [ جنبش آن ] مردم را كج نكند [ و از زمين لرزه آسوده باشند ] و در ميان كوهها راههاى گشاده و درّه ها معيّن كرديم تا اميدوار باشند [ و راه رفت و آمد و روابط و مقاصد خود را پيدا كنند ]
32 و آسمان را سقفى محفوظ كرديم [ باز هم ] اين كافران از آيات و نشانه هاى قدرت آفرينش رو گردانند ، [ و در آن تدبّر نميكنند ]
33 پس خداوند است كه آفريد شب و روز را و ماه و خورشيد را كه هر كدام فلكى دارند و در آن شناورند [ و بمدار خود جنبشى و سيرى دارند ]
34 [ اين مردم خبردار باشند كه همه ى موجودات فنا ميشوند ] و هيچ بشرى را پيش از تو جاودان نكرديم ، پس چگونه مىشود كه تو بميرى و اين كافران بمانند ؟
35 [ بلكه ] هر جاندارى مرگ را چشنده است و شما را به نيك و بد زندگى ميآزمائيم تا در فتنه و گرفتارى ورزيده شويد و آنگاه بازگشته بسوى ما خواهيد شد .
سخن مفسّرين : مجمع : همه ى اين سوره بمكّه نازل شده است و مردم كوفه آيات اينرا يك صد و دوازده دانستهاند و ديگران صد و يازده .
[ « مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوه - » الخ 2 هيچ مطلب تازه و ياد كردنى نو از جانب خدا نيامد مگر به گوش ظاهر مىشنيدند در حالى كه بدل غافل بودند و نمى - انديشيدند و ببازى مىگرفتند ] .
« وَأَسَرُّوا النَّجْوَى » 3 مجمع : يعنى دو مطلب با يكدگر براز گفتند : 1 - اين مردى است آدمى نه ملك ، 2 - جادو است و چگونه شما سخن مرد جادو و ساحر را مىپذيريد ؟ و بعضى گفتهاند : « اسرّوا » بمعنى « اظهروا » استعمال شده است ، يعنى راز خود چنين آشكار كردند .
« قل ربّي يعلم القول » 4 مجمع : حمزه و كسائى و حفص « قالَ » و ديگران « قل » به صيغه ى امر خواندهاند كه بقرائت اوّل يعنى پيغمبر گفت و بقرائت دوّم يعنى اى پيغمبر بگو .
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ » 7 طبرى : يعنى از آنها كه با تورات و انجيل آشنا هستند بپرسيد كه پيغمبران گذشته هم انسانى بودند مثل ديگران ، و جابر -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٤٥