تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
جعفى گفته است علي ( ع ) فرمود : « اهل الذّكر » ما هستيم ، و ابن زيد گفته است مقصود از ذكر قرآن است ، قتاده گفته است : اهل الذّكر آنها هستند كه تورات و انجيل ميدانند . [ « ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً - الخ » 8 ما پيغمبرانمان را پيكرى كه چيزى نخورند و نياشامند ، قرار نداديم ، و آنها جاويد نخواهند بود ] . « ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ » 9 طبرى : يعنى آنچه پيغمبران پيشين بمردم خود وعده كردند ما آن را راست كرديم و به آن وفا نموديم و آيات و نشانه ها فرستاديم . أبو الفتوح : يعنى آن وعده كه از دشمن نجات دهيم و فتح و ظفر نصيب كنيم و دشمنان نابود شوند همه ى اين وعده ها را راست كرديم و بانجام رسانديم . « وَكَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ » 11 مجمع : نقل كرده‌اند كه اين آيه شرح حال آبادانى است كه در يمن بوده و پيغمبرى بنام حنظله داشته‌اند و نافرمانى او كرده‌اند و همه شان نابود شده‌اند . أبو الفتوح : مفسّران گفتند اين آيات در حقّ اهل حضور آمد و آن دهى است در يمن و اهل آن عرب بودند خداوند پيغمبرى بايشان فرستاد تا ايشان را بخداى خواند ، او را تكذيب كردند و بكشتند خداى تعالى بخت النّصر را برايشان گماشت تا ايشان را بكشت و خانه هاى ايشان را غارت كرد و زن و فرزند ايشانرا ببردگى برد ، چون چنان ديدند پشيمان شدند در وقتى كه پشيمانى سودى نداشت « فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ » گريختن گرفتند . فخر : ابن عبّاس گفته است مقصود دو ده است در يمن بنام حضور و سحول كه پارچه بافى داشته‌اند ، و در حديث است كه پيغمبر را درد و پارچه ى سحولى كفن كردند ، و در روايت ديگر در دو پارچه ى حضورى نقل شده است . « وَارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيه . . . لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ » 13 فخر : چند معنى تصوّر دارد : 1 - برگرديد بسوى خوشى و نعمت كه شايد خود مردم بيايند و از حال شما بپرسند و به چشم خود ببينند و جواب دهيد چه بر سر شما آمده است ، 2 - برگرديد