باشد كه پدر بشر فراموشكار و بىتصميم بود و اين خاصيّت نهادى بشرى است ، و در فطرت او نهاده شده است و ممكن است معنى « لم نجد » از سوى خداوند « لم نوجد » باشد ، يعنى در او ايجاد عزم نكرديم و بقيّه ى اين آيات تا آخر 123 « فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى » اگرچه در سوره ى بقره مفصّل نوشتهايم اينجا هم ميگوئيم :
سجده ى ملائكه و سكناى بهشت و آسايش هميشگى كه گرسنگى و تشنگى و برهنگى نداشته باشد شايد كنايه باشد از امكان آنگونه زندگى براى انسان به شرط اينكه تمركز فكرى با اراده ى ثابت داشته باشد تا ابليس و وسيله ى يأس و نااميدى و بدى هم به او تسليم باشد و همه ى افكار و اعمال ، مثبت و درست و نتيجه بخش باشد و هرگز بدى و بدخواهى و دشمنى و محروميّت در كار و فكر مردم متصوّر نباشد و همه ى بشر در هر زمان و در هر جاى دنيا كه باشند با صلح و صدق و خيرخواهى و كومك يكديگر باشند ، و همان است مردمى . و زمانى كه حكومت معصوم نمودار شود و بشر لايق باشد براى يك حكومت جهانى كه حاكم آن مصون از خطا باشد ، ولى چون نيروى حفظ و اراده ى آدمى ناقص بود ، بملائكه و نيروى عاقله گفتيم به آدم سجده كنيد يعنى فروتن و بفرمان او باشيد ، آنها پذيرفتند ولى ديگر نيروهاى سركش آدمى كه نتيجه ى آن محروميّت و ناسازگارى است نافرمان شد و موجب غرور و انحراف آدمى شد و عورت و زشتى او كه اخلاق رذيله اش باشد نمودار شد ، و به همين مناسبت گفته شده است چون اين نواقص در كار بود گفتيم از آن مقام و آن - جور زندگى فرود آئيد كه بعضى دشمن بعضى هستند ، و چون از شرافت نهادى عمومى نتوانستيد استفاده كنيد بايستى هادى و راهنما براى شما بفرستيم و اگر پيروى او كرديد گمراه و بدبخت نخواهيد بود . و شايد به همين مناسبت آيت 124 « وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي » اشاره به همين مطالب باشد كه نتيجه ى فكر و كار آدم اين شد كه راهنما بفرستيم تا پيروان آن راه خود بيابند و خوشبخت باشند ، ولى اگر باز هم آن خوى بد بجاى ماند و ناسازگارى پيشه كردند البتّه زندگى در اين عالم بتنگى است و بعالم ديگر كورى خواهد بود . پس شايد جمله ى « لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً »
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٣٩