تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
* ( كاتِباً » اشاره است به اين دسته كه از زندان تن و قيد و بند محسوسات مسافرت كرده‌اند كه ديگر كرام الكاتبين هم به دنبال آنها نمىرسد و نويسنده‌اى نيست كه معاملات دل و روش دلباختگى آنها را ثبت كند چنان كه يكى از صوفيان گفته است : بيست سال است كه ملك موكّل بر طرف چپ من نتوانسته كارى از من بيند تا بنويسد و ديگرى گفت : ملك مأمور طرف راست من براى من نمودار شد و گفت : از معاملات دل خود چيزى براى من ديكته و املا كن تا بنويسم كه شايد از اين انجام وظيفه‌ى خود نزد خداوند منزلتى بيابم گفتم دست تو به آنها نمىرسد و فقطَّ از انجام وظايف و فرائض دينم بنويس كه تو را همين بس باشد . ز اين روى التزام به نوشته و مسئوليّت براى آنهائى است كه از انجام وظايف و پرداخت حقّ خوددارى مىكنند و از طلبكار خود فرارى هستند بايد بموجب نوشته شان حبس و مؤاخذه شوند امّا آنهائيكه شب و روز در حرم طلبكار خود معتكف هستند و باز او را ميجويند و در طلبش بتكاپو هستند هيچ نيازى به نوشته و ثبت معامله‌شان ندارند . و جمله‌ى : « وَلَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ » اشاره است بيك دسته‌اى از اين مردم سيّار كه در سير و كوشش هستند ولى هنوز دلشان بر جا است و تمام نباخته‌اند و آن را به نزد خداوند گرو ميگذارند . و مقصود از رهان مقبوضه دل مؤمن است كه در قبضه‌ى حقّ بگروگان است بموجب حديث « قلب المؤمن بين اصبعي الرّحمن » دل مؤمن ميان دو انگشت خدا است و آن دسته‌ى ديگر نيز در پرواز هستند كه همه چيز خود را باخته‌اند و دلى بجاى نمانده است و عقلى به كار ندارند . مجذوب هستند و در پى محبوب ، ديگر از آنها رهن نمىخواهند چون كه قرضى ندارند : « مستهام ضاق مذهبه في هوى من عزّ مطلبه » . بيچاره دلباخته‌ى كسى است كه نمىداند او را كجا بجويد و از كدام راه برود كه شايد خودى به او برساند و چنين عاشق مسكين موظَّف است تا بتواند امانت حق را نگاهدارد كه نه در آسمان و نه در زمين جز اين دسته كسى لايق آن نيست .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 608 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )