كشف الاسرار نوشته است : شگرف آمد كار آنكس كش سر و كار با او است .
جليل است آن عتاب كه عتاب كننده او است . بجان خريد بايد آن شمار كه شمار كننده او است قدر اين خطاب آن جوانمرد طريقت و شبلى دانست كه مىگفت : بار خدايا چه باشد گر گناه عالميان جمله بر گردن شبلى نهى ؟ تا فردا در آن خلوتگاه در هر گناهى با من شمار كنى و با توام سخن دراز گردد .
حرام دارم با ديگران سخن گفتن
كجا حديث تو گويم سخن دراز كنم
اشارت خلوتگاه به آن خبر است كه مصطفى ( ص ) گفت : هر كسى با خدا سخنى خواهد بود كه نه پردهاى در ميان باشد و نه ترجمانى . اعرابئى آمد و از مصطفى ( ص ) پرسيد فردا حساب من كه خواهد كرد ؟ رسول گفت : اللَّه شمار بندگان كند ، اعرابى برگشت به شادى و ناز همى گفت : پس من رستم كه شخص كريم چون مىتواند مىبخشد .
* ( فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَيُعَذِّبُ ) * - 284 مجمع : ابو جعفر و عاصم و يعقوب و ابن عامر با رفع در « يغفر و يعذّب » قرائت كردهاند و ديگران با جزم آخر .
سخن ما : خوىهاى زشت آدمى چون دشمنى و بدخواهى و كينه توزى گاهى چنان در كسى سخت مىشود كه پيوسته بانديشهى پيدا كردن وسيلهى به كار بردن آن مىباشد گرچه بى خبر يا بكلَّى بىگناه باشد و يا هرگز راهى براى آزار و انتقام نيابد ، و همچنين آز و شهوت در پارهاى كسان چنان مىشود كه گرفتار دغدغه و شور دل پيدا كردن خواستهى خود هستند با اينكه ساليانى زندگى و آزمايش كردهاند و دريافتهاند كه بيهوده انديشيدهاند . و در برابر اين ، انديشهى نكوكارى است كه همه عمر رنج برده كه كار خيرى بكند و دسترس نداشته است پس در اين آيه همان گونه كه در قرآن است اگر به همين ترتيب نازل شده باشد جملههاى « إِنْ تُبْدُوا ) * . . . - * ( تُخْفُوه ) * . . . - * ( يُحاسِبْكُمْ » مىفهماند :
هر چند گرفتار كتمان شهادت و يا انكار حقّ نشويد انديشهى چنين كار شما را عقرب خوى