تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
طبرى : اختلاف است در معنى اين جمله قتاده گفت : شاهد خدا را در نظر بدارد و در آنچه اطَّلاع دارد حقّ كسى كم و زياد نكند و نيز نويسنده هم چيزى را از قلم خود نيندازد و چيزى بيشتر از حقّ ننويسد . عطاء گفت : شاهد و نويسنده از علم و اطَّلاع خود مضايقه نه كنند ، و موجب زيان صاحب حقّ نشوند . مجاهد گفت : يعنى واجب است بر نويسنده نوشتن و بر كسى كه مطَّلع بوده است شهادت دادن . سدّى گفته است : يعنى بشاهد و نويسنده زيان مرسانيد و آنها نبايد تحمّل ضرر كنند و جايز نيست نويسنده يا شاهد كه گرفتارى و مشغله دارند آنها را وادار كنند كه از كار خود دست بردارند و متضرّر شوند براى نوشتن و شهادت ابن ابى جعفر از پدرش از ربيع نقل كرده است : مردم از جمله‌ى « و لا يأب كاتب » سوء استفاده كرده‌اند و به نويسنده مراجعه ميكردند و يا بآنهائيكه لياقت شهادت داشتند آنها را بعنوان وظيفه‌ى دينى مجبور ميكردند كه شاهد و نويسنده بشوند اگرچه گرفتارى داشتند و ديگرى هم ممكن بود كار آنها را بكند و اين جمله براى جلوگيرى از اين عمل است . مجمع : از حسن بصرى و قتاده و ابن زيد نقل شده است : كلمه ، « يضارر » با صداى زير در راء اوّل بوده است و ادغام شده است و معنى چنين است شاهد و نويسنده زيان نرسانند به صاحبان حقّ بواسطه‌ى خوددارى از انجام كار يا بخيانت انجام دادن كار كه شهادت ناحقّ بدهند و غير واقع بنويسند . و از ابن مسعود و مجاهد نقل شده است : ( يضارر ) با صداى بالاى راء بوده است و ادغام شده است و معنى چنين است : در حال عذر و گرفتارى شاهد و نويسنده به آنها ضرر نرسانند كه مجبورشان كنند از كار بمانند براى نوشتن و گواهى . * ( فَإِنَّه فُسُوقٌ ) * - 282 مفسّرين اوّل دو جور معنى كرده‌اند . بمناسبت اينكه اگر مقصود از جمله‌ى قبل زيان بشاهد و نويسنده باشد مقصود از فسوق معصيت و نافرمانى است يعنى زيان بمردم معصيت خدا است و اگر مقصود زيان رساندن آن دو است فسوق بمعنى كذب و