تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
او را ذو شهادتين خواند . ديگر گفتى : بگواهى بنده حكم نكنم ، ندانى كه گواهى بنده براى خواجه مقبول باشد و بر او مقبول نباشد ندانى كه رسول عليه السّلام بگواهى بنده تنها حكم كرد ؟ بخداى كه ديگر حكم نكنى از ميان دو كس و الَّا مرا خبر دهى . عبده : انضمام دو زن با يك مرد براى شهادت بواسطه‌ى ناتوانى زنها است و براى اينكه اطمينان به آنها كمتر است تا اطمينان بمرد و از اين جهت كه مطمئن به آنها نيستند شرط شده است : آنهائى را كه بشهادت مىخواهيد مورد پسند شما باشند . * ( أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ ) * - 282 كشف : اين كلمه از ضلال بمعنى فراموشى و غلط است مثل اين آيه : « لا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنْسى » يعنى خداى من نه بغلط ميرود و نه فراموش مىكند . ابو الفتوح : حمزه با كسره‌ى همزه‌ى « ان » قرائت كرده است و برفع راء تذكّر و معنى چنين مىشود : اگر يكى فراموش كرد . و بقيّه با فتح همزه و نصب راء قرائت كرده‌اند و معنى چنين مىشود : براى اينكه چون فراموش كرد يكى ، بخاطرش آورد ديگرى و عاصم ( تضلّ ) با ضمّ تا بصيغه‌ى مضارع مجهول قرائت كرده است و زيد بن اسلم ( فتذاكر ) قرائت كرده از مصدر مذاكره بر وزن مفاعله . و ابن كثير و يعقوب و قتيبه ( تذكر ) با تخفيف كاف قرائت كرده‌اند از مصدر ( اذكار ) و در معنى تفاوت ندارد و سفيان بن عيينه گفته است : اين كلمه از مادّه‌ى « ذكر » در برابر انثى مىباشد بمعنى مذكّر و مرد و مقصود اين است كه دو زن بجاى يك مرد است و مثل اينكه يك زن كه به ديگرى منضمّ شد او را مذكّر و در حكم مرد و مقبول الشّهاده قرارش مىدهد . و طبرى گفته است اين معنى اتّخاذ شده است از كلام عرب « اذّكرت بفلان امّه » يعنى او را مادرش مذكّر و نر زائيده است . فخر : يعنى چون زنها زودتر چيزى را فراموش مىكنند بواسطه‌ى برودت و و رطوبت زياد كه در مزاج آنها است پس اگر دو زن شاهد شدند احتمال فراموشى آنها در موضوع تعهّد ضعيفتر است از احتمال فراموشى يك مرد . از اين جهت دو زن بجاى يك مرد شمرده