تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
شده است تا اگر يكى فراموش كرد ديگرى بخاطرش بياورد و همين است مقصود از اين جمله . عبده : جهت اينكه حافظه‌ى زن كمتر از مرد شمرده شده است اختلاف نوع كار آنها است چون مشغله‌ى زن كارهاى معاملاتى و مالى نيست حافظه‌ى او در اين كارها كم است ولى در كارهاى خانه‌دارى كه وظيفه‌ى اختصاصى آنها است از مردها هم حافظه شان بهتر كار مىكند پس حافظه‌ى مرد و زن مربوط است بكارى كه به آن مشغول است و فكرش مشغول به آن است . و در اين آيه معيّن شده است كه اگر يكى از زنها موضوع شهادت را فراموش كرد آن ديگرى بخاطر او آورد پس لازم است قاضى هر دوى آنها را براى شهادت در محكمه رو برو كند تا قسمتى از يكى و قسمتى از ديگر معيّن شود و قضيه روشن شود ولى قضاة ما عمل به اين دستور نمىكنند چون جاهل هستند اما در دو مرد اين عمل جايز نيست چون هر يك شاهد مستقل هستند و اگر يكى فراموش كرد بر فرض ديگرى بيادش آورد كافى نيست چون آنكه فراموش كرده شهادتش ناقص است پس مثل اين است كه شهادتى نداده است . * ( وَلا يَأْبَ الشُّهَداءُ ) * - 282 فقها دو اصطلاح دارند : 1 - تحمّل شهادت يعنى حاضر شدن و مشاهده كردن و شاهد بودن در يك قضيه . 2 - اداء شهادت يعنى شهادت دادن و اظهار آنچه وقتى ديگر ديده و شاهد بوده است . طبرى : اختلاف است در مقصود از اين جمله . ابن ابى جعفر از پدرش از ربيع روايت كرده است : بسا ميشد كسى ميان مردم مىگشت و خواهش ميكرد براى او شاهد كارش باشند و هيچكس نمىپذيرفت ، اين آيه نازل شد . قتاده گفت : يعنى اگر تو را دعوت كردند كه شاهد در يك قضيّه‌اى باشى امتناع مكن . و معمر از حسن روايت كرده است : در آيه دو حكم است : 1 - اگر اطَّلاع داشتى از اظهار آن خوددارى مكن . 2 - اگر براى حضور و حصول اطَّلاع هم دعوتت كردند خوددارى مكن . و از ابن زيد روايت شده است : مقصود اين است : اگر شاهد قضيّه بوده و اطَّلاع داشته است و زان پس براى اظهار اطَّلاع خود