دعوت شد امتناع نكند . و بعضى گفتهاند : مقصود اين است كه اگر كسى را دعوت كردند براى اطَّلاع و تحمّل شهادت مستحبّ است كه بپذيرد و اگر نخواست مختار است . ولى از همهى اين اقوال بهتر اين است كه از انجام و اداى شهادت خوددارى نكنند . پس معلوم مىشود وظيفه شاهدها را معيّن مىكند كه شهادت خود را بگويند .
جواهر الكلام بحث شهادت : كسى كه شايستگى دارد اگر براى تحمّل شهادت دعوت شد بر او واجب است قبول و فقطَّ ابن ادريس منكر وجوب شده است و ديگرى غير از آن سراغ نداريم . هشام بن سالم از حضرت صادق ع روايت كرده است كه مقصود در اين جزء از آيه تحمّل شهادت است و جملهاى كه در آيت بعد هست : « وَمَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّه » تا آخر مقصود اداء شهادت است .
مجمع : ابن عبّاس و حسن بصرى گفتهاند اين جمله براى هر دو معنى است و از امام صادق ع نيز هر دو معنى روايت شده است .
* ( تِجارَةً حاضِرَةً ) * - 282 طبرى عموم قرّاء حجاز و عراق با رفع تجارت قرائت كردهاند و بعضى قرّا اهل كوفه با نصب خواندهاند و من هم قرائت اكثر را اختيار مىكنم .
* ( وَأَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ ) * - 282 ابو الفتوح نوشته است : گواه بر گيرى چون مبايعه كنى . ضحّاك گفت : واجب است بر هر چه باشد از اندك و بسيار بنقد و نسيه و اگر بر دستهاى تره باشد . و اين مذهب اصحاب ظاهر و اختيار جرير طبرى است و ديگران گفتند امر استحباب و ندب است و اين قول بيشتر مفسّران و جملهى فقهاء است . و ابو سعيد خدرى گفت : تعلَّق بامانت دارد اگر امين باشد باشهاد حاجت نبود و اگر امين نباشد اشهاد بايد كردن .
* ( وَلا يُضَارَّ كاتِبٌ ) * - 282
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 604
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٠٤