تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
دادن . از اين جهت كلمه‌ى « بِدَيْنٍ » گفته شده است كه مقصودش مجازات نيست و داد و ستد به قرض است . * ( فَاكْتُبُوه ) * - 282 قدماى مفسّرين و فقها مثل طبرى و شعبى از اين كلمه استفاده‌ى وجوب كرده اند و گفته‌اند : در هر معامله‌اى كه مدّت و تعهّد لازم داشته باشد لازم است سند نوشته شود ولى وجوب آن بآيت بعد منسوخ شده است « فان اؤتمن بعضكم » . * ( وَلْيَكْتُبْ ) * - 282 طبرى و مفسّرين قبل از او از اين كلمه حكم كرده‌اند كه اگر از كسى تقاضاى نوشتن سند اينجور معامله كردند نبايد خوددارى كند و بر او لازم است كه بپذيرد . و ممكن است بواسطه‌ى اينكه در اوّل اسلام كسى خواندن و نوشتن نمىدانست و مردم احتياج داشتند اين حكم براى عدّه‌ى معدودى كه مىتوانستند به خوانند و بنويسند واجب بوده است كه رفع احتياج مردم بشود و از حسن بصرى نقل شده است كه لام را مكسور قرائت كرده است ولى قرائت مشهور سكون لام است . * ( سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً ) * - 282 طبرى : سفيه يعنى جاهل و نادان كه درست و نادرست را تميز نمىدهد خواه صغير باشد يا كبير و ضعيف يعنى عاجز از املاء بواسطه‌ى كندى زبان يا گنگ كه قادر بسخن گفتن نيست . * ( أَوْ لا يَسْتَطِيعُ ) * - 282 طبرى : آنكه ممنوع است از حضور و املاء تعهّد مثل مسافر و محبوس . * ( وَلِيُّه بِالْعَدْلِ ) * - 282 مجمع : هاى وليّه دو جور معنى شده است : 1 - يعنى ولىّ و اختيار دار شخص
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 599 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )