مرابحهشان زياد شد . اين آيه نازل شد و پيغمبر فرمود : ربا كه تا كنون ميگرفتند ديگر حقّى ندارند . و اوّلين ربا كه من ساقط مىكنم طلبهاى رباى عبّاس بن عبد المطلب است و از ابن جريح نقل است : قبيلهى ثقيف با پيغمبر صلح كردند و از شرايط اين بود كه آنچه معاملات مرابحه با مردم دارند چه طلب و چه قرض از طرفين حقوقشان ساقط باشد پس از فتح مكّه عتّاب بن اسيد را حاكم بر مكّه مقرّر فرمود و چون قبيلهى بنى عمرو بن عوف با بنى مغيره معاملهى مرابحه داشتند و ربح ميگرفتند پس از اسلام قرض آنها سنگين شد و طلب بنى عمرو از آنها زياد شد چون اينها طلب خود را خواستند بنى مغيره گفتند : در اسلام ربا دادن روا نيست طرفين نزد عتّاب بن اسيد حاكم مكّه بشكايت رفتند او نامه نوشت و از حضور پيغمبر كسب تكليف كرد . آيت 278 و 279 نازل شد و پيغمبر در جواب او مرقوم فرمود و پيغام داد كه اگر بمفاد آيات راضى نشدند با آنها اعلان جنگ كن .
طبرى : سعيد بن مسيّب از عمر نقل كرده است : آخرين آيه آيات ربا است و پيغمبر پيش از آنكه تفسير نمايد وفات نمود از اين جهت شما از ربا و آنچه مشكوك است كه ربا است احتراز كنيد . و حميد بن مسعده گفت : عمر روزى در خطبهى خود گفت : ممكن است ما شما را بچيزهائى امر و نهى كنيم كه مصلحت شما نباشد . آخرين آيات قرآن كه نازل شد آيات ربا بود كه قبل از توضيح آن پيغمبر وفات كرد پس شما از آنچه موجب ربا مىشود احتراز كنيد . و شعبى از ابن عبّاس نقل كرد كه آخر آيت نازل بر پيغمبر آيت ربا بود و ما نمىدانيم ، ممكن است به چيزى امر كنيم كه جايز نباشد و از چيزى نهى كنيم كه جايز باشد .
ترجمه :
278 اى مردمى كه به خدا و پيغمبر گرويدهايد ز خشم خدا دورى كنيد و اگر بدرستى مؤمن هستيد آنچه از سود پول خود بر مردم داريد دست بداريد
279 و اگر نكنيد آگاه باشيد كه با خدا و پيغمبرش در جنگيد و اگر توبه كنيد [ و از سود سرمايهى خود بگذريد ] سرمايهتان مال شما كه [ بايد وام دارانتان بشما باز دهند ] تا نه ستم كنيد و نه ستم بينيد .
280 و اگر وام گرفته بتنگى بود آزاد است تا گشايشى يابد [ و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 584
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٨٤