تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
معسر را مهلت بدهند . 3 - گفته‌اند در قرض مرابحه بصريح آيه و در غير آن بمقايسه و سنجش با اين موضوع تصريح شده‌ى قرآن بايد بمقروض به قرض غير مرابحه هم مهلت بدهند علَّامه‌ى حلَّى در كتاب تذكره باب حجر چاپ تهران در مسئله‌ى ربا : اگر اعسار مديون ثابت شد نه حبس او جايز است و نه ملازمت او كه همه جا همراهش باشند تا بيچاره شود و لازم است به او مهلت بدهند بواسطه‌ى آيت « وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ » تا آخر و بواسطه‌ى حديثى كه اهل سنّت از پيغمبر روايت كرده‌اند كه آن حضرت به طلبكاران مقروض فرمود : هر چه بيابيد بگيريد و جز اين حقّى نداريد و راويهاى شيعه از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده‌اند كه حضرت امير ع مقروض را حبس ميكرد و اگر ثابت ميشد كه چيزى ندارد او را رها ميفرمود تا سرمايه‌اى بچنگ آورد . و ابو حنيفه گفته است : طلبكار حقّ دارد ملازم مقروض خود باشد و همه جا همراهش باشد ولى حقّ ندارد جلوگير از كسب او شود . غزالى قسمت چهارم احياء العلوم در شكر ص 58 : درهم و دينار از نعمتهاى خداوند است كه خود قابل استفاده نيست امّا وسيله‌ى رفع احتياج مردم است چون هر كس بچيزهائى احتياج دارد كه در اختيارش نيست و آنچه در اختيار دارد رفع احتياجش را نمىكند براى نمونه كسى زعفران زياد دارد و محتاج است بشتر براى سوارى خود و ديگر شتر زياد دارد و محتاج به زعفران است و چون اين دو قابل معاوضه نيست پس ناچار بايستى جنس متوسّطى باشد كه بتوانند اين اجناس بىتناسب را بوسيله‌ى آن تبديل كنند از اين جهت خداوند درهم و دينار را آفريد تا با آنها بسنجند و وسيله‌ى دسترسى باشد به تمام كالاهاى نيازمندى بشر چون خود اين دو ماده فايدى مخصوص ندارد ولى واسطه‌ى مبادله است . پس هر كس اينها را داشته باشد مثل اين است كه داراى تمام اجناس احتياجى خود است و مثل آئينه است كه خود رنگ و شكل مخصوص ندارد ولى وسيله‌ى نمايش رنگها و شكلهاى ساير موجودات است و مثل حروف الف باء كه خود معنى ندارد ولى وسيله‌ى فهم معانى مختلف احساسات و تمايلات درونى بشر است پس اين دو جنس وسيله‌ى حكومت و تعيين ارزش اجناس مختلف نيازمندى انسان است .