بنابراين اگر كسى در اين درهم و دينار طورى تصرّف كند كه مناسب با فايدهى آن و غرض از خلقت آن نباشد كفران نعمت خدا كرده است و اگر آنها را ذخيره كند ستم كرده است و بر خلاف مصلحت رفتار كرده است مثل كسى كه حاكم مسلمين را حبس كند و او نتواند كار حكمرانى خود را انجام دهد و در نتيجه كار مردم نامنظَّم شود چون معلوم است كه درهم و دينار براى فرد خاصّ ساخته نشده است زيرا قابليّت استفادهى خاصّ ندارد تا براى شخص معيّن مفيد باشد و همچنين اگر از آنها ظرف طلا و نقره بسازند كفران نعمت است و بدتر است از ذخيره كردن آنها زيرا مانند آن است كه كسى حاكم شهر را مجبور كند به پارچه بافى يا وصول عوارض و درآمدهاى دروازه و مانند آن كه كار هر كسى است . و اين اجبار او بدتر است از حبس او و همين طور هم ساختن ظروف طلا و نقره زيرا با فلزات و چينى و سفال مىتوانند ظرف بسازند ولى بوسيلهى آنها معامله و حكومت ميان اجناس مختلف ممكن نيست و همچنين هر كس با درهم و دينار معاملهى مرابحه و ربا بكند ستم كرده است و كفران نعمت چون اينها خود قابل استفاده نيست و وسيلهى استفاده از اجناس ديگر است .
عبده : مردم ميگويند : فرقى نيست ميان ربا و خريد و فروش ولى موقعى اين دو عمل با هم مساوى هستند كه حقّ داشته باشند مانند گرگ گرسنه در كمين باشند كه همنوع خود را پاره پاره كنند و ليكن دين و آئين انسانيّت ميگويد بايد مردم به يكديگر كمك كنند بخصوص بهنگام سختى و از اين جهت عمل مرابحه كه فقطَّ در ناچارى انجام مىشود حرام شده است و خريد و فروش حلال شده است چون در توانائى و براى انجام امور زندگى است نه از براى استفادهى سرمايهدار از بيچارهى نادار . و نيز خداوند راه داد و ستد مردم را بوسيلهى كار و عمل قرار داده است و براى كسى بدون عمل و كوشش حقّى بر ديگرى معيّن نكرده است و از همين جهت است كه خريد و فروش حلال است چون در مقابل عوض است ولى ربا حرام است چون در مقابل اين مبلغ زيادى عوضى نيست .
منتسكيو در روح القوانين چاپ دوّم ص 541 : پول شاخص و نمايندهى ارزشها
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 587
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٨٧