تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
ممكن است اينطور گفت : تو موظف نيستى از احسان به آنها خوددارى كنى تا مجبور به ايمان بشوند كه اينجور ايمان به حال آنها سودمند نيست . نيشابورى : در كشّاف است : بر تو لازم نيست آنها را هدايت كنى بخوددارى از منهيات و كار زشت كه جلوگيرشان شوى از انفاق با منّت و آزار و پرداختن جنس بد به فقرا . عبده : از سعيد بن جبير نقل شده است كه پيغمبر نهى فرمود از تصدّق به غير مسلمان اين آيه نازل شد . پس چون پيغمبر مكلف بابلاغ است نه باجبار مردم بر دين پس بر ما جايز نيست كه منع خير در آنها بكنيم از نظر مجازات بر كفر بلكه شأن مؤمن است كه نظر احسان بعموم بشر داشته باشد و در كرم و بزرگوارى جلوتر از ديگران باشد . * ( وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأَنْفُسِكُمْ ) * - 272 عبده : مفسّرين گفته‌اند مقصود سود در آخرت است . ولى در دنيا هم سودش به آنها ميرسد كه شر فقرا را دور مىكند چون اگر آنها در مضيقه بودند از آزار اغنيا خوددارى نخواهند كرد . * ( ابْتِغاءَ وَجْه اللَّه ) * - 272 عبده : صوفيان گفته‌اند : هر موجودى دو سو دارد : يك سو بعالم ماده و حوادث كه نابود مىشود و يك سو بجانب حقيقت و بقاء كه سوى خدا باشد . پس در بخشش بايد سوى خدا را منظور كنند كه سوى هميشگى است و سودش پايدار نه سوى عالم ماده و زود گذر بخواهند . * ( أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّه ) * - 273 كشف نوشته است : وصف الحال درويشان صحابه است و بيان سيرت ايشان و تا قيامت مرهم دل سوختگان و شكستگان . اوّل صفت ايشان اين است كه به حكم اللَّه