انجام شدن چيزى .
ترجمه :
270 و آنچه هزينهى بينوائى كنيد و يا دل بر نكوكارى بنديد و نذر خير كنيد البتّه خدا آن را بداند [ و آنكه بخشش نابجا و نذر بيهوده كند ستمكار است ] و ستمكاران را ياورى نباشد .
سخن مفسّرين :
* ( مِنْ نَذْرٍ ) * - 270 چون نذر و عهد و قسم احكامى دارد كه در كتب فقه مفصّل نوشتهاند بهتر است عوض ترجمه از كتب فقها گفتار ابو الفتوح را كه خود فقيه بزرگوارى بوده است بطور خلاصه نقل كنيم : نذر آنگه منعقد باشد كه گويد : خداى را بر من فلان خير است : از حجّ و نماز و روزه و صدقه اگر فلان كار بباشد . بر اين اتفاق اصحاب است و بيشتر فقهاء و به نزديكى بعضى اصحاب ما نذر منعقد شود و اگرچه مطلق باشد چنان كه گويد « للَّه عليّ كذا » يعنى بر عهدهى من است كه براى خدا فلان كار بكنم و اگرچه نگويد « ان كان كذا » يعنى اگر فلان چيز شد چون چنين گويد وفا واجب بود با آن « 1 » و اگر ذكر خداى نكند گويد « عليّ كذا او نذرت او عاهدت نفسي » يعنى بر من است فلان كار يا نذر كردم با خودم يا تعهّد كردم با خودم و آنچه به آن ماند وفا كردن به آن مستحب بود . و نذر بر وجوه باشد : يكى نذر بر اداء واجبات يا اجتناب مقبّحات يا فعل بعضى خيرات وفاء به اين واجب بود . و ديگر نذر معصيت كه نذر كند واجبى نكند يا هرگه او را معصيتى ميسّر شود كارى كند از خير وفاء به آن واجب نبود ديگر نذر بر كارى از كارهاى مباح چون شركت و سفر تجارت نگاه كند اگر صلاح باشد وفاء كردن به آن واجب بود و اگر مصلحت نبود وفاء به آن واجب نبود . « 2 »
هامش
( 1 ) مقصود اين است كه نذر درست است فقط بتعهّد انجام امر خير اگرچه شرطى در برابر نشود و مثلا گفته نشود اگر فلان پيش آمد شد فلان كار خير را خواهم كرد و فقط گفتن « بر من است انجام فلان كار خير » نذر درست است و لازم است انجام آن .
( 2 ) در اصطلاح فقها مىگويند : موضوع نذر بايد رجحان شرعى داشته باشد .