گفت : يكى از صحابه چون خواستى كه صدقه دهد انديشه نيك بكردى اگر ثواب بودى بدادى و اگر چيزى ديگر به آن آميخته شدى رها كردى . سعيد جبير و ابو مالك گفتند « تحقيقا في دينهم » و از سر تحقيق دينى دهند آنچه دهند .
فخر : در كشّاف گفته است چون كلمهى « من » يعنى بعضى و پارهاى پس معنى چنين است : كسى كه براى خدا مال داد قسمتى از روحش ثابت و مطمئن است و آنكه بذل جان و مال مىكند به آخرين اندازه نفس خود را تثبيت و مطمئن كرده است . و از اين آيه : « تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه بِأَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ » منظور همين ثبات كامل نفسانى است .
روح البيان : نفس انسانى بواسطهى شدّت علاقهى بمال طورى است كه مال بمنزلهى نصف جان آدمى است پس كسى كه مال براى رضاى خدا داد قسمتى از جان و نفس خود را مستقرّ و ثابت بر ايمان كرده است و آنكه از جان و مال گذشت او ثابت ايمان و مؤمن كامل است و مثنوى گفته است :
دادن نان مرسخى را لايق است
دادن جان خود سخاى عاشق است
جان دهى چون بهر حق جانت دهند
نان دهى چون بهر حقّ نانت دهند
آن فتوت بخش هر بىعلَّت است
پاكبازى خارج از هر قلَّتاست
در شريعت مال هر كس مال او است
در طريقت ملك ما مملوك دوست
* ( كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ ) * - 265 كمى - آسايش از بيمارى و نادارى ابو الفتوح : « حبّة » با حا و با « بمعنى دانه » خواندهاند . و « ربوة » بفتح را و بكسر راء و رباوة بكسر راء و زيادى الف نيز خواندهاند و بضمّ راء نيز خواندهاند كه لغت بيشتر عربها است . و « اكلها » به سكون كاف خواندهاند و قرائت عموم قاريها با ضمّ كاف است .
نيشابورى : همانند كرده است دل و روح آدمى را بباغى كه از همه ميوهها در آن باشد زيرا كه آن را آماده كردهاند براى تمام كرامات الهى و همهى مزاياى آدمى .
و مقصود از ربوة محلّ مرتفع و علوّ رتبهى دل مؤمن است در پيشگاه قدس الهى كه وابل و باران تند يعنى واردات ربّانى به آن ميرسد و آن را فرا مىگيرد ، و اگر دلى باشد كه