گفت پيغمبر بيك صاحب ريا
صلّ انّك لم تصلّ يافتى « 1 »
از براى چارهى اين خوفها
آمد اندر هر نمازى اهدنا
و پيغمبر ص فرمود : ترسم شما بشرك كوچك مشرك شويد عرض كردند آن كدام است ؟ فرمود : ريا كه روز قيامت برياكاران ميگويند براى مزد كار خود نزد آنهائى برويد كه عمل را براى خوش آمدشان انجام دادهايد .
سخن ما : 1 - سعدى براى رياكاران چنين گفته است :
طريقت همين است كاهل يقين
نكوكار بودند و تقصير بين
به روى ريا خرقه سهل است دوخت
گرش با خدا در توانى فروخت
همان به گر آبستن گوهرى
كه همچون صدف سر به خود در برى
ور آوازه خواهى در اقليم ، فاش
برون ، حلَّه كن گو درون حشو باش
اگر مشك خالص ندارى مگوى
و گر هست خود فاش گردد ببوى
چه ، زنّار مغ در ميانت چه ، دلق
كه در پوشى از بهر پندار خلق
2 - پاداش انفاق را نمىتوان محدود كرد و حسابش با خداست ، 2 - اندوه و نگرانى مردم بر صرف مال براى اين است كه يا بيهوده صرف كردهاند يا راه خدا و روش حق و خير بشريت را از غير آن تشخيص ندادهاند و گر نه با ايمان به اين كه سرمايهى از دست رفته براى مصلحت فرد يا نوع بوده است اگرچه خود آثار آن را نه بيند هرگز تأسف بر آن نخواهد داشت و يقين دارد كه هر وقت و هر جا باشد سودش به او خواهد رسيد .
بقول شاعر :
تو نيكى ميكن و در دجله انداز
كه ايزد در بيابانت دهد باز
3 - براى مردم بدخوى كه با فقرا درشتى مىكنند دستور است كه چيزى ندهيد و ليكن زبانتان با آنها ملايم باشد . 4 - براى آنهائيكه هميشه خودستائى مىكنند و كار
هامش
( 1 ) يعنى هر چه خواهى نماز بخوان كه مثل نخواندن است .