تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
و جز همين وسيله‌ى كوچك براى پيدا كردن راه زندگى دستاويزى نيست پس عقل نمىتواند بمسئله‌ى كلَّى زندگى و مرگ و پيدايش بعد از آن احاطه نمايد و آن را درك كند چون هرگز جزئى احاطه‌ى بكلَّى پيدا نمىكند و يك وسيله‌ى كوچك محدود نمىتواند تا آنجا كه نبوده و نخواهد بود برسد و آن را دريابد پس يگانه راه رسيدن به اين حقايق همان الهامات پيغمبران است و بس . سخن ما : در سفر پيدايش تورات باب پانزده بخش هفتم چنين نوشته است : پس وى را گفت : من هستم يهوه كه تو را از اور كلدانيان بيرون آوردم تا اين زمين را بارثيّت به تو بخشم . گفت : اى خداوند يهوه بچه نشان بدانم كه وارث آن خواهم بود ؟ بوى گفت : گوساله‌ى ماده‌ى سه ساله و بز ماده‌ى سه ساله و قوچى سه ساله و قمرى و كبوترى براى من بگير . پس اين همه را بگرفت و آنها را از ميان دو پاره كرد و هر پاره را مقابل جفتش گذاشت لكن مرغان را پاره نكرد و چون لاشخورها بر لاشها فرود آمدند ابرام آنها را راند و چون آفتاب غروب ميكرد خوابى گران برابرام مستولى شد - الخ - اگر چه معلوم نيست اين جمله‌ها وحى بموسى باشد و تورات اصلى ولى از آنگونه مطالبى است كه در قرنهاى قديم بخاطر يهود بوده است و از سخنان پيغمبران شمرده ميشده است و نشانه است كه از رموز الهامات بپيغمبران است و چون در آنجا مثل قرآن مطلب دنبال نشده است و جز دستور بابراهيم چيز ديگر گفته نشده است معلوم مىشود كه گاهى كشتن حيوانى نشانه‌اى بوده است براى كشف مجهولى چنان كه در قصه‌ى قربانى فرزندان آدم ردّ و قبول قربانى كه در تورات و قرآن ياد شده است مىفهماند كه اين عمل نشانه‌ى خوشبختى و بدبختى صاحب آن بوده است و همچنين كشتن گاو در بنى اسرائيل كه بسوره‌ى بقره نقل شده است پس شايد نقل اين سرگذشت ابراهيم در قرآن براى يهود مدينه بوده است كه در توراتشان نمونه‌اى از آن داشته‌اند و بوسيله‌ى پيغمبر اصل و حقيقت آن گفته شده است كه سخن ابراهيم و دستور به او اين بوده است نه آن كه شما بتورات خود داريد . و هم براى آن اعراب كه خود را از اولاد ابراهيم ميدانستند يادآورى شده است