* ( أَنَّ اللَّه عَزِيزٌ ) * - 260 كشف نوشته است گفتهاند : ابراهيم به اين سؤال كه كرد طلب رؤيت ميكرد چنانك موسى كرد . امّا ابراهيم برمز ديدار خواست نه بصريح لا جرم جواب نيز برمز شنيد كه « أَنَّ اللَّه عَزِيزٌ » اى ابراهيم شنيديم سؤال تو و دانستيم مراد تو . و بحقيقت دان كه اللَّه عزيز است و يافت وى عزيز و ديدار وى عزيز . و موسى بصريح خواست نه برمز لا جرم جواب نيز صريح شنيد كه « لَنْ تَرانِي » . « 1 »
نيشابورى : ابراهيم خليل براى خودش طلب رؤيت كرد و گفت : « ارني » امّا حبيب خدا براى خود و امّتش خواست كه گفت : « اللَّهمّ ارنا الاشياء كما هي » چون هم همّت عالى داشت هم مقامى رفيع . نشانهى بلند همّتى آن است كه بكلمهى : « ارنا » يعنى بما بنما تلفّظ فرمود كه خود و ديگران را شريك در خواستهى خود كرد . و نشانهى و الا مقامى آن كه بكلمهى : « الاشياء » يعنى همه چيز تلفّظ فرمود چون رفعت مقامش اقتضا داشت همه چيز را بشناسد تا در آن بيان شناسائى ذات حقّ حاصل شود از اين جهت با رعايت ادب مقصود خود را در پرده گفت ، بعلاوه كه خواستهى آن حضرت كمال رؤيت است بجميع صفات چون گفت : « الاشياء » چه همه چيز فراگير همهى صفات نيز مىباشد و باز بكلمهى « كما هي » تلفّظ فرموده است چون از هر چيزى شناسائى حقيقت و هويّت آن را خواسته است .
حسينى نوشته بيت :
كوزهگر گر كوزهاى را بشكند
چون بخواهد باز قائم مىكند
آنكه داند كوزه كردن از نخست
چه عجب گر سازد اشكسته درست .
و نيز حسينى : گفتهاند چهار خاصيّت از عناصر اربعه در آدمى پديد شده است كه
هامش
( 1 ) ( يعنى هرگز مرا نخواهى ديد ) .