مجمع : ابو جعفر و حمزه و خلف با كسر صاد قرائت كردهاند و بقيّه با ضمّ كه قرائت مرسوم است . و از ابن عبّاس نقل شده است : با صداى زير صاد و تشديد و صداى بالاى را و از عكرمه نقل شده است به عكس اين تلفّظ يعنى با فتح صاد و كسر و تشديد را و اين كلمه از صور بمعنى بريدن و كج كردن است . و ابو الحسين گفته است : عرب صار يصير بمعنى قطع كردن و بريدن استعمال كرده است .
انوار التنزيل : اختلاف قرائتها منطبق است : 1 - با معنى كج بكن و به طرف خود بكش آنها را تا بدرستى بشناسى 2 - قرائت مشدد كه از مصدر تصريه بمعنى جمع كردن باشد و چنين معنى مىشود : آنها را با يكديگر جمع كن .
فخر : ابو مسلم گفته است چون ابراهيم نمايش زنده شدن مردهها را تقاضا كرد براى او مثال زندهاى نمايش دادند تا فكر او را بموضوع درخواستش نزديك كنند و تصوّر آن را آسان و جملهى « فَصُرْهُنَّ ) * تا آخر » يعنى آنها را متمايل كن و عادت بده كه هر وقت بخوانى بسوى تو بيايند و پس از ورزيده و مأنوس شدن روى هر كوهى يكى از آنها را بگذار و آوازشان كن تا به بينى چطور كوشش مىكنند و به طرف تو ميآيند همينطور است بازگشت ارواح ببدنها با كمال آسانى . و در اين جملهها از جهت لغت و تركيب كلمات معنى ديگر نمىتوان فهميد مگر با الحاق كلمات ديگر و تقديم و تأخير بدون دليل .
* ( عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ) * - 260 فخر : عاصم با همزه و تشديد زا « جزّءا » قرائت كرده است و ابو الفتوح سه قرائت نقل كرده است : 1 - جزا با حركت و تخفيف زاء . 2 - جزّا با حركت و تشديد زاء 3 - جزءا با همزه و تخفيف زا كه قرائت مشهور است .
مجمع : در شمارهى جبل اختلاف است : ضحّاك و مجاهد گفتهاند : يعنى هر كوهى كه ممكن شود . ابن عبّاس و قتاده گفتهاند : چهار كوه بوده است بمناسبت چهار مرغ . سدّى و ابن جريج گفتهاند هفت كوه بوده است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 535
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٥