تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
بايد با تيغ مخالفت آنها را نابود كند : از آتش گرد نفرازى - از هوا شهوت - از آب آز و تكاپو - از خاك بخل و تيرگى . سنائى در اين شعر خود اشاره به آنها كرده است :
چار مرغ است چار طبع بدن جمله را بهر دين بزن گردن
پس بايمان و عشق و دليل زنده كن هر چهار را چو خليل
روح البيان : قشيرى گفته است : ابراهيم با اين گفتار زندگى دل خواسته است اين است كه بكنايه به او دستور داده‌اند : براى گذشت و آسودگى از چهار خاصيّت نفسانى : 1 - حبّ آرايش . 2 - طول امل . 3 - حرص . 4 - شهوت . طاوس و كلاغ و مرغابى و خروس بكشد يعنى تا نفس و خواصّ آن را بمجاهدت رياضت نكشد دلش بمشاهدت نور حقّ زنده نخواهد شد صافى : از امام صادق ع نقل است : ابراهيم در كنار دريا مردارى ديد كه نيم آن در آب است و نيم ديگر بكنار . حيوانات دريائى از آن ميخورند و با هم مىجنگند و آنكه چيره شد ديگرى را مىخورد و از نيم ديگر حيوانات زمينى ميخورند و با يكديگر مياويزند و آنكه مغلوب شد ميخورندش . ابراهيم را ازين مشاهدت شگفت آمد و گفت : با اين زير و رو شدن چگونه مردگان زنده ميشوند ؟ اين بود كه به او چنين دستورى رسيد . و تفسير باطنى اين آيه چنين است : اى ابراهيم ، چهار نفر كه آمادگى تربيت تو را دارند از علم خود به آنها بياموزد و بهر سوى روانه‌شان كن تا رهبر مردم باشند و چون بخواهى نزد تو آيند با اسم اعظم آنها را بخوان تا بشتاب سوى تو آيند . * ( يَأْتِينَكَ سَعْياً ) * - 260 مجمع : يعنى بپاى خود بسوى تو ميآيند . و از خليل بن احمد پرسيدند آيا پريدن پرنده را عرب « سعى » مينامد ؟ گفت نه و معنى اين جمله اين است كه در برابر سعى و كوشش تو آنها بنزد تو آيند . في ظلال القرآن : چون پيدايش خرد آدمى پس از پيدايش موجودات بوده است