تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
مرغ روحت را بصفاى نفسانى و عالم ربوبى پرواز دهى . مولاناى رومى بآغاز دفتر پنجم در معنى « فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ » آيه را چنين معنى كرده است .
چار وصف است اين بشر را دل فشار چار ميخ عقل گشته اين چهار
تو خليل وقتى اى خورشيد هش اين چهار اطيار رهزن را بكش
زان كه هر مرغى از اينها زاغ وش هست عقل عاقلان را ديده كش
چار وصف تن چو مرغان خليل بسمل ايشان دهد جان را سبيل
اى خليل اندر خلاص نيك و بد سر ببرشان تا رهد پاها ز سدّ
زان كه اين تن شد مقام چار خو نامشان شد چار مرغ فتنه جو
خلق را گر زندگى خواهى ابد سر ببر زين چار مرغ شوم بد
بازشان زنده كن از نوع دگر كه نباشد بعد از آن ز ايشان ضرر
چار مرغ معنوىّ راهزن كرده‌اند اندر دل خلقان وطن
سر ببر اين چار مرغ زنده را سرمدى كن عمر نا پاينده را
بطَّ و طاوس است و زاغ است و خروس اين مثال چار خلق اندر نفوس
بط حرص است و خروس آن شهوت است جاه چون طاوس و زاغ امنيّت است
نيّتش آنكه بود عمرش دراز طامع تأبيد آن اميد ساز
بطَّ حرص آمد كه نوكش در زمين در تر و در خشك مىجويد دفين
يك زمان نبود معطَّل آن گلو نشنود از حكم جز امر كلوا
همچو يغماچى كه خانه مىكند زود زود انبان خود پر مىكند
اندر انبان مىفشارد نيك و بد دانه‌هاى درّ و حبّات نخود
تا مبادا ياغيئى آيد دگر مىفشارد در جوال او خشك و تر
* ( فَصُرْهُنَّ ) * - 260
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 534 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )