تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
عبرت باز نكردم تا دام بديدمى بطمع دانه در دام شدم ، بدانه نارسيده در دام افتادم پايم بدام بسته شد و دانه بدست نيامد . صيّاد مرا بگرفت از جفت و بچه جدا كرد و ببازار آورد و اين مرد مرا بخريد و در زندان قفس باز داشت من از سوز درد و فرقت ناليدن گرفتم او از غفلت و شهوت سماع ميكرد و از درد من غافل و بى خبر .
از درد دل محبّ حبيب آگه نيست بيمار همى بنالد و طبيب آگه نيست
آن مرغك بيامد مرا گفت : اى بيچاره چند نالى كه سبب حبس تو ناله‌ى تو است من عهد كردم كه تا در اين زندان باشم نيز ننالم . سليمان عليه السلام بخنديد و مرد را گفت : اين مرغك ميگويد : عهد كرده‌ام كه تا در زندان باشم نيز ننالم . مرد قفس پيش خواست و در او بركشيد و مرغك را رها كرد و گفت : من اين را از براى آواز دارم . چون مرا بانگ نخواهد كرد او را چه خواهم كرد ؟ اين مثل تو است و تو مرغ اوئى و دنيا قفس تو است تو را در زندان قفس براى ناله‌ى تو ميدارد اگر در اين قفس ناله نكنى تو را بر او هيچ خطر نباشد « قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي . لَوْ لا دُعاؤُكُمْ » . فخر : براى انتخاب پرنده دو جهت گفته‌اند : 1 - چون همّت پرنده پرواز به هوا و جاهاى مرتفع است و خليل الرّحمن همّتش عالى بود و مىخواست بملكوت اعلى سير كند وسيله‌ى مناسب او نمايش پرنده براى او بود . 2 - چون مرغان را سر بريد و نرم كرد و بر هر كوهى پاره‌اى گذاشت و همه به طرف او پريدند و بدنهاشان درست شد بخليل گفتند : همين گونه كه اين پاره‌هاى بدن پرواز كرد و بهم پيوسته شد . در عالم ديگر پاره‌هاى بدنها پرواز مىكند و ببدنها مىچسبد چنان كه اين آيت گفته است : « يَخْرُجُونَ مِنَ الأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ » « 1 » و براى اختصاص بعدد چهار دو جهت است : اوّل - تو بنده هستى و يك سؤال كردى من پروردگارم چهار نمايش به تو مىدهم . دوم - اشاره بعناصر چهارگانه است كه موجب پيدايش حيوان و گياه است و تا نتوانى آنها را از هم جدا كنى نمىتوانى
هامش
( 1 ) يعنى از گورها بيرون مىشوند و مانند ملخ به اطراف پراكنده مىشوند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 533 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )