تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
سيّد هندى : همانطور كه از سياق عبارت معلوم مىشود عزير در خواب اين و - قايع را ديده است اين قضيّه را هم ميتوان فهميد كه در خواب واقع شده است . چون زنده شدن مرده و بهبودى بيمار چيزى نيست كه بتدريج كسى به چشم به بيند پس اگر مرده را زنده كنند يا بيمارى را شفا دهند فقط يكبارگى او را زنده و سالم مىبينند امّا چگونگى برگشت حيات و سلامتى ، ديده نمىشود بعلاوه آرامش قلب مردان بزرگ و اهل دل با مكاشفات و رؤيا و مشاهدات قلبى است چنان كه مطابق با فطرت انسانى تسكين ترديد و ناراحتى او با اين وسائل است . و چون تا آن روز كسى زنده شدن مرده را نديده بوده است معلوم است كه حضرت ابراهيم ديدن اين طور مطلب را نخواسته است بلكه در عالم خواب رفع نگرانى خود را خواسته است و به او دستور داده شده است چهار پرنده بكشد . * ( فَخُذْ أَرْبَعَةً ) * - 260 كشف نوشته است : گفتند : اى ابراهيم اكنون كه زندگى در مردن است و بقا در فنا شو چهار مرغ را بكش از روى ظاهر چنانك فرموديم تعظيم فرمان ما را و اظهار بندگى خويش را و از روى باطن هم در نهاد خود اين فرمان بجاى آر طاوس زينت را سر بردار و با نعيم دنيا آرام مگير :
كم كن بر عندليب و طاوس درنگ كاينجا همه بانگ بينى آنجا همه رنگ
غراب حرص را بكش نيز حريص مباش بر آنچه نماند و زود بسر آيد :
چه بازى عشق با يارى كزو بىجان شد اسكندر چه دارى مهر بر مهرى كزو بىملك شد دارا .
خروه « 1 » شهوت را بال شكن هيچ شهوت بدل خود راه مده كه از ما باز مانى .
هامش
( 1 ) خروه . خروس و تاج خروس ، برهان قاطع .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 531 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )