و غايت مقصد عارفان روح انس و شهود دل و دوام مهر است زبان در ياد و دل با راز و جان در ناز . زبان در ذكر ، و دل در فكر ، و جان با مهر . زبان ترجمان ، دل در بيان ، و جان با عيان .
روح البيان : گفتار ابراهيم براى آن بود كه علمش عيان شود و بمرتبهى « عين - اليقين » برسد چون علم در درجهى اوّل بوسيلهى شنيدهها و اخبار ديگران حاصل مىشود كه آن را « علم اليقين » مينامند و اگر چيزى حاضر بود و مشاهده شد علم حاصل از آن را « عين اليقين » مينامند چون ترديد در آن راه ندارد همانطور كه در قرآن گرفتارى كفّار را معرّفى كرده است : « ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ » يعنى در آينده گرفتارى خود را بجلو چشم مىبيند و اگر مطلوب متحقّق و به صورت خارج نمودار شد آن را « حقّ اليقين » مينامند چنان كه در آيت ديگر گفته شده است : « فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ » يعنى پس از ورود بجهنّم وسيلهى پذيرائى موادّ گداخته است و اتّصال به آتش كه به آن هنگام يقين محقّق و استوار مىشود چون بدرون گرفتارى هستند و از آن ناگزيرند اين است مراتب سه گانهى علم كه اوّل به شنيدن است و دوّم بديدن و آخرين درجه بارتباط و اتّصال به آن است و هم در روح البيان است : ابراهيم براى اطَّلاع بحقايق قدرت خداوند اين مرتبه را ميخواسته است كه بوسيلهى معاينه « عين اليقين » پيدا كند تا موجب اطمينان او بشود و معنى اين فرمايش علىّ ( ع ) « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » درجهى « علم - اليقين » است و مقصود آن حضرت آن است كه اگر پرده برداشته شود و تمام حقايق نمودار شود يقين علمى و ايمان من زيادتر نمىشود و همان است كه ابراهيم تصديق كرد و گفت بلى . كه اين درجه براى من حاصل است و درجهى بالاتر را ميخواهم .
عبده : در آيت پيش نام شخص مورد حكايت آشكار نشده است و در اينجا نام ابراهيم گفته شده است جهت اين است كه آن شخص به صورت اعتراض و انكار گفت : چگونه اين مردهها زنده مىشوند ؟ از اين جهت بطور ناشناس و نكره گفته شده است ولى ابراهيم با ادب و خواهش معرفت ، مقصود خود را اظهار كرده است از اين جهت نامش آشكار شده است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 530
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٠