اين آيات قرائت ميشد مردم مؤمن ميشدند كه وعدههاى قرآن در آينده همانند گذشته حقّ است و درست و غير مسلمين از يهود و مسيحى بواسطهى آشنائى بنظائر آن مانند رؤياهاى منقوله در تورات اين مطالب را انكار نداشتند پس آنچه در اين آيه گفته شده است نه اغفال و گول زدن مردم بلكه يادآورى است براى آنها كه به اين جور قضايا سابقه داشتهاند مانند يهود و متوجّه كردن ديگران كه مردن و پس از آن در آينده زنده شدن عجيب نيست چون در رمان سابق همچنين اتّفاقى افتاده است مثل آن مرد كه بويرانه رفت و بفكر عالم ديگر و زنده شدن مردگان بود كه خودش بطور آشكار مشاهده كرد مرگ و زندگى دوباره و عجايب قدرت را .
مثنوى در مجلَّد سوّم داستان خر عزير بعد از مردنش اين قضيّه را چنين تعبير كرده است :
هين عزيرا در نگر اندر خرت
كه بپوسيده است و ريزنده برت
پيش تو گرد آوريم اعضاش را
آن سر و دم و دو گوش و پاش را
چشم بگشا حشر را پيدا ببين
تا نماند شبههات در يوم دين
تا به بينى جامعيّم را تمام
تا نلرزى وقت مردن ز اهتمام
همچنان كه وقت خفتن ايمنى
از فوات جمله حسهاى تنى
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 260 ]
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 260 )