نشر بمعنى پراكندن .
* ( قالَ أَعْلَمُ ) * - 258 فخر : تأويل اين جمله اين است كه پيش از اين از طريق استدلال عالم بودم اكنون از راه مشاهده و عيان عالم شدم كسائى و حمزه به صورت فعل امر قرائت كردهاند و در اين قرائت دو احتمال است : 1 - پس از وضوح مطلب به خود امر مىكند كه اكنون بدرستى بدان 2 - به او دستور رسيد : اكنون بدان خدا بهر چيزى توانا است و دليل اين تأويل اين است كه عبد اللَّه و اعمش اين طور قرائت كردهاند : « قيل اعلم انّ اللَّه » .
روح البيان : زنده كردن عزير و الاغ او براى تنبيه منكرين معاد جسمانى است كه زنده شدن انسان كامل يعنى عزير دليل بر حيات ابدى روح است و زنده شدن خر كه حيوان است دليل بر زنده شدن اجسام و بدنها است كه در حكم حيوان هستند تأويلات : در اين آيه سخنى دارد كه ما آن را به اين گونه روشن مىكنيم : اوّل براى موت سه احتمال ميدهد : 1 - جهل و غفلت چنان كه در آيت ديگر گفته شده است :
« كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ » يعنى مرده بوديد و شما را زنده كردند و « أمتّنا اثنتين » يعنى دو نوبت ما را بمرگ سپردى 2 - مرگ ارادى كه براى رياضت و سير و سلوك در راه حقّ اين مدّت خود را به حال مرگ وادار كند بمفاد جملهى مشهور : « مت بالإرادة تحيى بالطَّبيعة » يعنى با ميل و خواست خود از اين زندگى دست بردار تا نهاد اصلى تو آمادهى حيات و زندگى طبيعى بشود : 3 - مرگ حقيقى كه روحش بوسيلهى بدن ديگر همانند و هم جنس بدن خودش براى كسب كمالات ، اين مدّت را برگذار كرده است ، دوّم - صد سال مدّت كه او روزى يا نصف روزى پنداشته است از گرفتارى و يا سرگرمى و يا غفلت او بوده است و نظير آن در قرآن زياد است مثل « يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً » و « يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ » و همانطور كه پس از رنج فراق در ساعت وصال تمام آن مدّت فراموش مىشود همچنين مدّت لذّت وصال پس از فراق مانند يك دم است .
سوّم - براى صد سال سه احتمال داده است : 1 - در آن زمان ممكن است آنها سال را يك
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 526
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢٦