فخر : چون كافران براى روز گرفتارى كار نيك نكردند ستمكار هستند و چون انفاق نكردند ستمكارند و چون توقّع غلط داشتند و انتظار شفاعت از غير لايق ، به خود ستم كردهاند .
ابو الفتوح نوشته : كافران ظالمانند براى آنكه عبادت نه بجاى خود مىنهند و روا بود كه گوئيم : معنى آن است كه ظالم نفس خودند به آن معنى كه بفعل كفر مستحقّ ضرر عقوبتند .
مجمع : جهت تخصيص كافر بظلم آن است كه : ستم كافر آخرين اندازهى ظلم است كه كفر باشد و محروميّت از دوستى و شفاعت و هيچ ستم ديگر به اين اندازه نيست و مؤمن اينطور محروميّت ندارد .
سخن ما : چون امتيازات و مشخّصات خارجى در برابر مزاياى ذاتى انسان هيچ ارزش ندارد خواه در زندگى مادّى و خواه در زندگى معنوى از اين جهت يادآورى مىشود :
از آنچه در خور آدمى است كه نوعدوستى و گذشت از مال است استفاده كنيد براى روزى كه همه دستاويزها از شما گرفته مىشود و دسترس به جائى نداريد . و كافر يعنى منحرف از جادهى مستقيم به خود ستم مىكند كه اميدش بجاه و مال است و از آنچه در خود دارد و به او عنايت شده است بهره نمىبرد . و كلمهى « هم » كه دنبال كلمهى « الكافرون » افزوده شده است براى تأكيد و فهماندن همين است كه كافر خودش بموجب كفرش بر خودش ستم مىكند كه انديشهى دستگيرى بيچارگان نمىكند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 506
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٠٦