براى انسان گذشت از جان است و مال پس از آنكه فرمان بجهاد و گذشت از جان در آيت پيش صادر شد دنبالهى آن امر كرد ببخشيدن مال .
سخن مفسّرين :
* ( أَنْفِقُوا ) * - 254 فخر : مفسّرين اختلاف كردهاند كه مقصود انفاق واجب است كه زكات باشد و يا بطور كلَّى است و اكثر گفتهاند مقصود انفاق است چه واجب چه غير واجب .
* ( رَزَقْناكُمْ ) * - 254 ابو الفتوح نوشته است : و حدّ رزق بگفتهايم پيش از اين ، هر چه كسى را باشد كه به آن منتفع شود و كس را نبود كه او را از آن منع كند * ( لا بَيْعٌ فِيه وَلا خُلَّةٌ ) * - 254 فخر : ابن كثير و ابو عمرو با صداى بالاى عين قرائت كردهاند و بقيّه با صداى جلو خواندهاند و در معنى تفاوت ندارد .
سعدى هم مطلب اين جملهها را اين جور بيان كرده است :
چو خود را قوى حال بينى و خوش
بشكرانه بار ضعيفان بكش
اگر خود همين صورتى چون طلسم
بميرى و اسمت بميرد چو جسم
اگر پرورانى درخت كرم
بر نيكنامى خورى لا جرم
* ( وَالْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) * - 254 كشف نوشته : گفتهاند كه ظلم بر سه قسم است : يكى ميان بنده و نفس خويش ديگر ميان بنده و بنده سه ديگر ميان بنده و حقّ و در مقابلهى اين سه قسم ، اقسام عدالت است و عدالت مهين آن است كه ميان بنده و حقّ است و آن ايمان است . همچنين ظلم مهين آن است كه ميان بنده و حقّ است و آن كفر است ، از اينجا گفت ربّ العالمين « وَالْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ » .