گفتم يابن رسول اللَّه نكو گفتى . معصيت بنده از كيست ؟ در من نگريست و گفت : بنشين تا تو را خبر دهم من بنشستم . گفت : حال معصيت از چند وجه بيرون نيست : يا از خدا است يا از بنده ! يا از خدا و بنده . اگر از خدا است دون بنده خدا از آن عادلتر است كه بنده را بفعلى كه او نكرده مؤاخذه كند كه بس اين ظلم باشد . و اگر از خدا و بنده است پس او شريك بنده باشد و قوى و اوليتر باشد بانصاف بندهى ضعيفش . و اگر از بنده است تنها ، لا جرم امر به او است و نهى او را است و ثواب و عقاب متعلَّق به او است و بهشت و دوزخ براى او است . ابو حنيفه گفت : چون اين بشنيدم گفتم : « ذرّيّة بعضها من بعض و اللَّه سميع عليم » « 1 » .
فى ظلال : اختلاف طبيعت و فكر و شعور آفريدگان از سنّتهاى الهى است كه با وحدت اصل و منشأ مخلوق بانواع جور بجور و مختلف درآيد چون خداوند آفريدگان خود را نسخهى مكرّر نكرده و بمانند اوراق بكاربن نوشته يك نواخت نساخته است .
طنطاوى : اين آيه موجب دلدارى پيغمبر و ديگران است كه در برابر پيشآمدهاى روزگار آسوده خاطر باشند .
سخن ما : بطوريكه حكما در بحث وجود گفتهاند : كليهى موجودات در اصل آفرينش يك حقيقت هستند و در خواص موجوديّت مختلف و در امتيازات نوعى و صنفى و فردى از يكديگر جدا هستند . در اين آيه اشاره شده است به اين واقعيّت عمومى در آفرينش كه پيغمبران هم از آن جدا نيستند و فقط در خواصّ و امتيازات فردى با يكديگر تفاوت دارند . 2 - فلاسفهى اسلام مثل سبزوارى در شرح منظومه چاپ اوّل ص 116 و ديگران در بحث علَّة و معلول گفتهاند : انسان در تمام جنبشها و كارهاى خود با اينكه
هامش
( 1 ) اينها اولاد خانوادهاى هستند كه يك عدّهشان امتيازات عدّهى ديگر را از دست ندادهاند . و همانند يكديگرند و خدا بينا و داناى در آفرينش مردم است ، و مقصود ابو حنيفه استشهاد بابت قرآن است در اينكه اينها همه خانوادهء پيغمبر هستند و بوسيلهى پدرهاشان از اين حضرت كسب علم كردهاند .