* ( لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ) * - 242 كشف نوشته است : روايت كنند از علىّ عليه السلام كه عقل بر دو ضرب است :
مطبوع و مسموع و كمال بنده در ديندارى وى به آن است كه اين هر دو عقل او را جمع شوند : اوّل مطبوعى كه بنده به آن مكلَّف شود و خطاب شرع به آن متوجّه گردد و آن آن است كه مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله گفت : « خداوند پس از آفرينش موجودات ، بعقل گفت : بعزّت و جلال خودم از تو گراميتر چيزى نيافريدم . چون بهره و مسئوليّت مردم در برابر عقل آنها است » . ديگر عقل مسموعى آن است كه مصطفى گفت ( اى علىّ آنگاه كه مردم به نماز و روزه خود را در نظر يكديگر مقرّب نزد خدا ميشمارند تو بوسيلهى عقل ، خود را به خدا نزديك كن تا در دنيا و آخرت نزد خالق و مخلوق محترم باشى ) و حقيقت اين عمل بايمان و تقوى و اخلاص بازگردد و آن آن است كه جايها گفته : « أفَلا تَعْقِلُونَ . . . لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » و گفتار پيغمبر اشاره به اين عقل است آنجا كه فرمود : خداوند عقل را بسه جزء تقسيم فرمود كه هر كه آن را داشته باشد خردش كامل است و گر نه بىخرد است . 1 - حسن معرفت به خدا 2 - به خوبى فرمان او را انجام دادن 3 - شكيبائى بر امر و فرمان خدا تا آخرين توانائى .
ابو الفتوح نوشته است : عقل ، مجموع علوم ضرورى باشد كه به آن فرق كنند ميان حسن و قبيح و به آن ممكن باشد استدلال بشاهد بر غايب .
روح البيان : يعنى با اينكه آنچه در قرآن است بفهميد پس خرد خود را در آن به كار اندازيد و از آن نتيجه بگيريد و به آن عمل نمائيد .
سخن ما : 1 - آيت 241 « وَلِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ » شايد بقرينهى آيت پيش مقصود بهرهاى باشد براى زن طلاق داده همانگونه كه براى شوهر مرده يك سال مخارج است و ظاهر آيه كه پس از چند گونه طلاق گفته شده است اين متاع غير از مهر و تعهّدات مرد است براى زن بلكه طلاق بهر جور كه باشد لازم است بهرهاى و مالى بزن برسد .
ولى چون بر خلاف نظر فقهاء است نميتوان مطمئنّ به اين معنى شد . 2 - آيت 242 « لَعَلَّكُمْ
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٧