مجمع : كلمهى « وصيّة » مرفوع قرائت شده است كه مبتدا باشد يعنى وصيّة واجب است .
ابو الفتوح : و منصوب خواندهاند كه مفعول باشد يعنى وصيّت مىكنند وصيتى را كه براى همسرانشان باشد . حكيم بن حرث از مردم طائف با پدر و زن و فرزند و سرمايهى خود بمدينه هجرت كرد و مرد اين آيه نازل شد ، پيغمبر ص اموال او را ميان وارثانش تقسيم فرمود و بزنش چيزى نداد جز حقّ سكنى در منزل و ديگر مخارج از اموال او تا مدّت يك سال . و عدّهى زن همين بود در ابتداى اسلام تا آيهى ميراث و عدّهى وفات نازل شد . پس از آن بجاى حقّ سكنى و مخارج براى زن ارث معيّن شد و مدّت عده به چهار ماه و ده روز مقرّر شد و اين آيه نسخ شد .
مجمع : باتّفاق علما اين آيه منسوخ است .
برهان : معاوية بن عمّار و ابى بصير گفتهاند : از امام عليه السلام معنى اين آيه را پرسيدم فرمود : نسخ شده است بآيات ميراث و عدّهى وفات .
* ( وَلِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ ) * - 241 مجمع : فقهاى اهل سنّت اختلاف كردهاند در لزوم مخارج براى زن طلاق داده و بعضى گفتهاند : مقصود از متاع بهرهاى از مال است كه بايستى بزن طلاق داده چيزى داد و ابو على جبّائى گفته است : مقصود از كلمهى « متاع » مخارج است مثل « مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ » در آيت جلو . و لكن فقهاى شيعه مىگويند : اين آيه متوجّه است بآيت سابق و آن دسته از زنهاى مطلَّقه كه قباله براى آنها معيّن نشده است و عمل زناشوئى هم انجام نشده است حقّ دارند ، و ديگران مهرشان بجاى اين حقّ است .
* ( حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ) * - 241 طبرى : چون در آيت سابق گفته شد « حقا على المحسنين » مردى گفت : اگر بخواهم نيكوكار باشم بزنهاى طلاق داده چيزى خواهم داد و گر نه نخواهم داد . اين آيه نازل شد تا بفهماند اين حكم وظيفهى هر مسلمانى است كه زنش را طلاق داد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٦