بجاى قيّم از بهر آنكه ورثه و اهل بيت قيّمى كنند يا قيّمى فرا كنند يا از سلطان قيّم خواهند ، ميگويد : اگر چنان است كه پدر طفل بمرده است اين قيّم با مادر طفل ستيزه و بد رأيى نكند و دايه گيرد بر طفل ستم نكند و شفقت از وى دريغ ندارد .
* ( عَنْ تَراضٍ ) * . . . * ( وَتَشاوُرٍ ) * - 232 فخر : از اين جمله استفاده مىشود كه در كمتر از دو سال مىتوانند ، بچه را از شير بازدارند در صورتى كه پدر و مادر هر دو راضى باشند و بعلاوه با شخص آزموده و مجرّب مشورت كنند كه اين عمل مضرّ بصحّت طفل نباشد .
* ( وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا ) * - 232 فخر : يعنى در صورتى كه مادر نخواهد يا نتواند فرزند خود را شير بدهد پدر ميتواند بدايه بسپارد و گر نه مادر حقّ تقدّم دارد .
تفسير برهان : حلبىّ از امام صادق ( ع ) روايت كرده است : مادر سزاوارتر است به فرزند خود از زن ديگر كه او را شير بدهد چون فرموده است : « لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها » كه در اين جمله منع شده است از زيان رساندن ببچه و مادرش بواسطهى جلوگير شدن او از شير دادن فرزند خود .
صافى : از رسول خدا ص روايت شده است : فرزند شيرى خود را بزنى نسپاريد كه كودن باشد و چشمش مريض باشد و آب بريزد كه شير بر فرزند سرايت كند . و هم از على ( ع ) نقل كردهاند : فرمود : در انتخاب دايه مواظبت كنيد كه بچه بشير نموّ مىكند و رشد قواى او از شير است .
* ( إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ ) * - 232 كشّاف : يعنى چون آنچه را خواستيد بدهيد تسليم كرديد مثل اين جمله :
« إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ » يعنى هر گاه خواستيد بايستيد به نماز ، و ممكن است مقصود از معروف آن باشد كه بهترين چيز را بدايه بدهيد كه دلخوش باشد تا كودك را بهتر رسيدگى كند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٦٠