تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
معنى لغات : « يُرْضِعْنَ » از مصدر ارضاع بمعنى بچه شير دادن . « حَوْلَيْنِ » دو سال « الرَّضاعَةَ » شير خوارگى . « رزق » با صداى زير راء بمعنى روزى و هر چيز مورد استفاده و آنچه بىرنج بدست آيد و با صداى بالاى راء مصدر است بمعنى روزى دادن . « كسوة » جامه و لباس . ترجمه : 233 مادران مىتوانند فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند اگر بخواهند و مرد بايد خوراك و پوشاك او را بآئين مردمى بدهد و بر كس بيش از توان او دستورى داده نميشود ، ولى نبايد مادر بفرزندش زيان رساند [ كه به پدر واگذار كند و او از پرستارى نوزاد بماند ] و نه بر پدر روا است كه به فرزند خود زيان رساند [ كه از مادر بگيرد و ببيگانه دهد و او چون مادر پرستارى نتاند و فرزند زيان بيند ] و بر وارث پدر است كه بمانند پدر وارسى نوزاد كند . و اگر پدر و مادر با شور و تراضى خواهند كمتر از دو سال فرزند خود را از شير جدا كنند باكى بر آنها نيست . و اگر بخواهيد براى فرزندان خود دايه بگيريد بر شما روا باشد ، اگر مزد دايه را بآئين مردمى بپردازيد . و از نافرمانى خدا دورى كنيد و بدانيد كه البتّه او بيند آنچه شما كنيد . سخن مفسّرين : * ( وَالْوالِداتُ ) * - 232 عدّه‌اى از مفسّرين گفته‌اند : مقصود مادرهائى هستند كه بطلاق از شوهر جدا شده‌اند و عدّه‌اى ديگر گفته‌اند : منظور كليّه‌ى مادرها هستند و بعضى هم گفته‌اند : مقصود از اين حكم رفع اختلاف است ميان زن و شوهر در مدّت شير دادن فرزند كه در صورت اختلاف نظر ميان آنها ، حقّ ادامه بشير دادن تا دو سال باقى است و به همين جهت در جمله‌ى بعد اعلام شده است كه با رضاى يكديگر مىتوانند از مدّت شير دادن كم كنند و بچه را از شير بازدارند . فخر : از اين جمله استفاده مىشود كه بر مادر واجب نيست فرزند خود را شير بدهد و پدر موظَّف است اگر مادر مجّانى شير نداد او دايه بگيرد يا بمادر مزد بدهد و هم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 458 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )