كاف بمعنى شايستگى و خوشى و فراوانى .
جهت نزول :
طبرى : معقل بن يسار خواهرى داشت كه به شوهر داده بود . پس از چندى شوهر او را طلاق داد و پس از گذشتن عدّه . مرد تقاضاى تجديد ازدواج كرد معقل اين را زشت دانست و به او بد گفت آيه براى ممانعت از اين عقيده و عمل نازل شد .
ترجمه :
232 و چون زنان خود را طلاق گفتيد و بروز شمارشان رسيدند اگر خوشبينى بآئين مردمى در ميانشان بود بر آنها تنگ نگيريد كه با شوهران خود آشتى كنند . البتّه از اين دستور كسانى پند ميگيرند كه به خدا و روز پاداش گرويدهاند و اين روش براى شما پاكيزهتر است [ از آنكه از همسر خود جدا شويد و آشيانهى زندگى بر هم ريزيد ] و پاكتر است [ از آنكه شايد در دل انديشهى ناروا كنيد ] چه خدا ميداند و شما نمىدانيد [ در آينده چگونه گرفتار شويد ]
سخن مفسّرين :
* ( فَلا تَعْضُلُوهُنَّ ) * - 231 طبرى : اين جمله دلالت دارد بر اينكه اختيار ازدواج زن با خويشاوندان او است و گر نه چرا به آنها خطاب مىشود كه جلوگير از ازدواج زنها نشوند ؟ و بايستى بطور كلَّى منع ميشد از مداخلهى در كار زنها و حكم ميشد بآزادى آنها در امر ازدواجشان .
فخر : اين جمله نمىفهماند كه اختيار ازدواج زن با خويشان او است بلكه مناسب روش كلام كه از چند آيه پيش و اوّل اين آيه روى سخن با شوهر است در اين جمله هم خطاب با شوهر است و معنى اين است كه پس از گذشتن عدّه شما شوهر حقّ ممانعت نداريد . و اگر فرض كنيم روى سخن با خويشان زن هست نمىفهماند كه اختيار ازدواج با آنها است زيرا ممكن است مقصود آن باشد كه اگر زنها با شما مشورت كردند شما تعصّب نكنيد و مانع نشويد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٥