تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
و آن حضرت عليه السّلام بود كه ميفرمود : اى فرزند آدم اگر قلب تو را مرغى بخورد سير نشود و چشم تو اگر به قدر سوراخ گذر سوزنى بر آن نهاده
هامش
عليه السّلام كه محاجه نمود كافرى را در راه خدا ، پس فرموده است :أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ( الى آخر الآية ) ( سوره بقره آيه 206 ) فرموده است خداوند در حالتى كه خبر داده است از محاجه نمودن خليل قومش را كهوَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ( سوره انعام آيه 83 ) و فرموده است خداوند سبحانه در حالتى كه امر فرموده است از براى پيغمبر خود صلى اللّه عليه و آله محاجه مخالفين خود را كهقُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا( سوره انعام آيه 149 ) و فرموده عز اسمه :كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ( الى آخر الآية ) ( سوره آل عمران آيه 87 ) و فرموده است از براى پيغمبر خود صلى اللّه عليه و آله :فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ( الى آخر الآية ) ( سوره آل عمران آيه 54 ) و هميشه اوقات ائمه عليهم السّلام مناظره مىفرمودند در دين خدا و احتجاج مىفرمودند بر دشمنان خداوند سبحانه و بودند شيوخ اصحاب ايشان در هر عصرى كه استعمال مينمودند نظر را و اعتماد مىنمودند محاجه را و مجادله مينمودند به حق و دفع مىنمودند باطل را به حجج و براهين و بودند ائمه عليهم السّلام كه مىستودند ايشان را بر اين كار و مدح و ثنا ميفرمودند بر ايشان بفضيلت و بتحقيق كه ذكر نموده است كلينى رحمه اللّه در كتاب كافى كه آن بزرگوارترين كتابهاى شيعه است و وافرتر آنها از حيثيت فائده حديث يونس ابن يعقوب با ابى عبد اللّه عليه السّلام در وقتى كه وارد شده بر آن حضرت عليه السّلام شخصى شامى به جهت مناظره با او پس فرمود آن حضرت عليه السّلام براى يونس كه دوست ميداشتم كه تو اى يونس بودى نيكو ميدانستى علم كلام را پس عرض نمود يونس خدمت حضرت فداى تو كردم مىشنيدم تو را كه نهى ميفرمودى از كلام ميفرمودى كه ويل از براى اهل كلام كه ميگويند اين مسلم است و اين مسلم نيست و اين رانده مىشود يعنى بسوى مدعى و اين رانده نميشود و اين تعقل ميكنيم آن را و اين تعقل نمينمائيم آن را پس فرمود ابو عبد اللّه عليه السّلام از براى او كه : جز اين نيست كه گفتم ويل از براى ايشان است وقتى كه ترك نمودند گفتار مرا و گرويدند بسوى خلاف آن بعد از آن خواند آن حضرت عليه السّلام حمران بن اعين و محمد بن طيار و هشام بن سالم و قيس ماصر را ، پس تكلم نمودند در حضور آن حضرت و تكلم نمود هشام بعد از ايشان پس ستايش فرمود بر او و مدح فرمود او را و فرمود از براى او كه مثل
الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 42 | الشيخ الصدوق / سيد محمد الحسنى