آفريدهايست از آفريدههاى خدا اگر توانى كه چشمت را از آن مملو نمائى پس چنان است كه تو ميگوئى و جدل در كل امور دين حرام شده .
هامش
بقيه از صفحه 35
و اما نهى از كلام در خداوند عز و جل پس جز اين نيست كه مختص مىباشد نهى از كلام در تشبهش بخلقش و نسبت بجور دادن او در حكمش ، و اما كلام در توحيد او و نفى تشبيه از او و تنزيه از براى او و تقديس او پس امر شده است به آن و ترغيب شده است در آن . و بتحقيق كه آمده است در اين باب آثار كثيره و اخبار متظافره و ثابت نمودهام من در كتاب « اركان در دعائم دين » از آن اخبار جمله كافى را و در كتاب « كامل در علوم دين » از آن اخبار بابى را كه استيفا نمودهام ، تعقل در معانى آن و در « عقود دين » جملهء را كه كسى كه اعتماد نمايد آن را بىنياز ميگردد از غير آنها ، و هر آن كس كه طول ميدهد نظر و سخن را همين شاهد است بر نفس او بضعف رأى و واضحكننده است از قصور او از مرتبهء معرفت و نازل است از مراتب اهل بصيرت ، و نظر غير مناظره است و گاه مىباشد كه درست مىباشد نهى از مناظره به جهت تقيه و غير آن و درست نميباشد نهى از نظر به جهت آنكه در عدول از نظر گشتن است بسوى تقليد و تقليد مذموم است باتفاق علماء و نص قرآن و سنت .
فرموده است خداوند تعالى در حالتى كه ذكر نموده است مقلدين از كفار را و مذمت نموده است مر ايشان را بر تقليد نمودن ايشان كه :إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ، قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ( زخرف آيه 22 و 23 ) گفتند كفار كه ما يافتيم پدران خود را بر مذهبى و بدرستى كه ما بر ايشان اقتداكنندهايم ، خداوند فرموده به پيغمبر ( ص ) كه بگو كه حال شما چنين است هر چند بياورم من شماها را هدايتكنندهتر از آنچه يافتهايد بر آن پدران خود را ؟ و فرموده است حضرت صادق عليه السّلام كه هر آن كس كه بگيرد دين خود را از دهانهاى مردمان بر طرف كنندش از آن دين مردمان ، و هر آن كس كه بگيرد دين خود را از كتاب و سنت بر طرف گردند كوهها و بر طرف نگردد او . و فرمود آن حضرت كه حذر باد شما را از تقليد ، پس بدرستى كه خداوند تعالى ميفرمايد كه :اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ( سوره توبه آيه 31 ) يعنى گرفتند علما و زهاد خود را خداوندان و معبودان بدون خداوند كه معبود به حق و حقيقى است ، بعد از آن آن حضرت فرمود كه : و نه به خدا قسم است كه نماز ننمودند از براى ايشان ، يعنى علما و زهاد ، و نه روزه