شود هر آينه آن را بپوشد تو ميخواهى كه به اين دو عضو معرفت ملكوت آسمانها و زمين را حاصل نمائى ؟ ! ! اگر راست ميگوئى پس اين آفتاب
هامش
تو كسى تكلم مينمايد مردم را ، و فرمود آن حضرت عليه السّلام در وقتى كه رسيد به او خبر مرگ طيار كه : خداوند رحمت نمايد طيار را و ملاقات كند او را نصرت و سرور ، پس بتحقيق كه بود شديد الخصومه از جانب ما اهل بيت ، و فرمود حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام از براى محمد بن حكيم كه تكلم نماى با عامه و بيان نماى از براى ايشان آن حقى را كه تو بر آن ميباشى ، و بيان نماى از براى ايشان گمراهى آنچنانى را كه ايشان برآنند .
و فرمود ابى عبد اللّه از براى بعضى از اصحاب خود كه محاجه نمائيد با عامه بكلام من پس اگر غالب آمدند شما را ، پس منم مغلوب ، و فرمود از براى هشام بن الحكم در وقتى كه سؤال نموده بود از آن حضرت عليه السّلام از اسماء خداوند تعالى و اشتقاق آنها ، پس جواب فرموده بود از آن و به او فرمود بعد از جواب كه آيا فهميدى اى هشام چنان فهمى كه دفع كنى به آن دشمنان ما را كه الحاد مىنمايند در دين خدا و باطل كنى شبهههاى ايشان را ؟ پس عرض نمود هشام بلى پس فرمود از براى او كه توفيق دهد خداوند تو را .
و فرمود آن حضرت از براى گروهى از اصحاب خود كه بيان نمائيد از براى عامه هدايتى را كه شما برآنيد و بيان نمائيد از براى ايشان ضلالتى را كه ايشان برآنند و مباهله كنيد ايشان را در باب على بن ابى طالب عليه السّلام .
پس آن حضرت امر فرموده است بكلام و خوانده است بسوى آن و ترغيب فرموده است بر آن و روايت شده است از آن حضرت كه نهى فرموده مردى را از كلام و امر فرمود ديگرى را به آن ، پس عرض نمودند خدمت او بعضى از اصحاب او كه بفداى تو گرديم نهى فرمودى فلان شخص را از كلام و امر فرمودى اين را به آن ؟ پس آن حضرت فرمود كه اين بيناتر است بحجتها ، و ملائمتر است از آن ديگر .
پس ثابت گرديد كه نهى حضرات ائمه صادقين عليهم السّلام از كلام جز اين نيست كه بوده است آن نهى از براى گروهى بخصوص كه نيكو نميدانستهاند آن را و راه نيافته بودند بسوى راههاى آن و بود كه كلام فاسد مىنمود او را ، و بعد امر كرد بكلام از براى گروهى ديگر چون كه نيكو مىدانست آن را و مىشناخت طريقها و راههاى آن را .