تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
هامش
پس روشن شد كه اجلها بر دو قسمند يك قسم آنها مشروط است . اين قسم صحيح است كه در او زياده و نقصان باشد ، آيا نمىبينى گفتار خداى متعال را كه فرموده :وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ( سوره ملائكه آيه 11 ) و قول او سبحانه :وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ( سوره اعراف آيه 96 ) پس خداوند در اين آيات بيان فرموده كه اجل‌هاى آنها مشروط بوده است در امتداد و طول به نيكى و احسان و در انقطاع بفسوق و عصيان و خداوند تعالى در جايى كه خبر داده است از نوح ( ع ) در خطاب آن حضرت مرقومش را :اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً( سوره نوح آيه 10 و 11 ) پس براى گوارا شدن نعمتها و كشش در اجل و طول عمر شرط كرد بر مردم استغفار را و چون استغفار نكردند خداوند اجل آنها را قطع كرد و عمر آنها را بريد و بواسطه عذاب آنها را بيچاره كرده هلاك ساخت . پس بدا از خداى تعالى مختص است به آن چيزى كه مشروط است در تقدير و بدا در بارهء حق تعالى انتقال از عزيمتى به عزيمت ديگر نيست و تعقب رأى هم نميباشد تعالى اللّه عما يقول المبطلون علوا كبيرا . و بتحقيق كه گفته است بعض از اصحاب ما اينكه لفظ بدا اطلاق مىشود در اصل لغت بر تعقب رأى و انتقال از عزيمتى بر عزيمتى ديگر و جز اين نيست كه بدا اطلاق بر خداوند مىشود بر وجه استعاره و مجاز است ؛ چنان كه غضب و رضا بر خداوند اطلاق ميشوند مجازا بدون حقيقت و اينكه اين قول بمذهب ضرر نميزند ( ترجمه مصحح تمام شد ) ( فرموده است شيخ مفيد كه ) زيرا كه مجاز از قول اطلاق مىشود بر خداوند تعالى در آنچه سمع به آن وارد شده است و بتحقيق كه سمع وارد شده است ببدا به نحوى كه بيان نموديم آن را و آنچه اعتماد نموده‌ايم ما در معنى بداء آن را آنست كه آن ظهور است به نحوى كه گذشت گفتار در معنى آن ، پس آن مختص مىباشد در آنچه ظاهر ميگردد از فعلى كه بوده است وقوعش دور در گمان و عام نميباشد هر فعلى را زيرا كه اگر بوده باشد در هر آنچه واقع مىشود از افعال خداوند تعالى هر آينه بوده باشد خداوند تعالى موصوف ببدا در همه افعالش و آن باطل است بالاتفاق - مفيد
الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 40 | الشيخ الصدوق / سيد محمد الحسنى