تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
و ايضا در معنى قول الهى :
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
« 1 » يعنى در دل هر نفسى انداخته بدعملى و تقواى او را ، آن حضرت فرمود : يعنى آنكه بيان نمود برايش آن را كه بايد به عمل آورد و آن عملى را كه بايست ترك نمايد . ( ( هامش : ( 1 ) سوره شمس آيه 7 ) )
هامش
است به آن از مصالح خلق ، و مطلع نساخته است هيچ كس از خلقش را بر تفصيل علتهاى آنچه خلق نموده است ، و امر فرموده است به آن و عبادت قرار داده است و اگر چه اعلام نموده است في الجمله كه خلق ننموده است خلق را عبث و جز اين نيست كه خلق نموده است ايشان را به جهت حكمت و مصلحت ، و دلالت نموده است بر آن بعقل و سمع ، پس فرموده است خداوند سبحانه كه :وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ( سوره انبياء آيه 16 ) و فرموده استأَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً( مؤمنون آيه 117 ) و فرموده است كه :إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ( سوره قمر آيه 49 ) يعنى بدرستى و تحقيق كه ما خلق نموده‌ايم هر چيزى را به حق گذارده‌ايم آن را در جايش و مكانش و فرموده است :وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ( سوره ذاريات آيه 56 ) و فرموده است در آنچه عبادت به آن فرموده است كه :لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ( سوره حج آيه 38 ) و گاهى صحيح مىباشد كه بوده باشد خداوند تعالى كه خلق نموده باشد حيوانى را بخصوصه ، به جهت علمش به آن كه ايمان مىآورند از خلقت آن حيوان كفارى چند ، يا توبه مىنمايند نزد آن فساقى چند ، يا منتفع ميگردند به آن مؤمنانى چند يا متعظ ميگردند به آن ظالمانى چند يا منتفع ميگردد . خود مخلوق به آن ، يا مىباشد عبرت از براى يكى در زمين يا در آسمان ، و آن غايب و پوشيده است از ما و اگر چه جزم داريم مجملا باينكه همه آنچه را كه صنع نموده است آن را خداوند تعالى جز اين نيست كه صنع نموده است آن را به جهت غرضها ، و حكمتش وضع ننموده است آن را عبث و همچنين جائز است كه بندگى فرموده باشد ما را به نماز ، به جهت آنكه آن نزديك ميگرداند ما را بطاعتش ، و دور ميگرداند ما را از معصيتش و مىباشد بندگى فرمودن به آن ؛ لطف از براى همهء عبادت‌كنندگان به آن ؛ يا از براى پارهء از ايشان ، و چون كه مخفى است اين وجود و مستور است از ما و واقع نشده است دليل بر تفصيل در آنها و اگر چه دانسته شده است مجملا به آن كه آنها حكمت است ، بوده باشد نهى از كلام در
الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 32 | الشيخ الصدوق / سيد محمد الحسنى